اخبار ویژه
تبلیغات

مهندسی معکوس برادر حاتم !

مهندسی معکوس برادر حاتم !

 از جمله ویژگی های مردم مرز پرگهر این است که تقریبا و فقط کافی ست اتفاقی در این کشور رخ دهد آنگاه مردم احساس مسئولیت کرده و حداقل کاری که می کنند این است که زبان را در کام مبارک می گردانند و به […]


مهندسی معکوس برادر حاتم !












 از جمله ویژگی های مردم مرز پرگهر این است که تقریبا و فقط کافی ست اتفاقی در این کشور رخ دهد آنگاه مردم احساس مسئولیت کرده و حداقل کاری که می کنند این است که زبان را در کام مبارک می گردانند و به تحلیل مسائل می پردازند و چون این خصلت بالاتفاق وجود دارد کسی هم نیست تا به آنها خرده بگیرد و ممکن است بیرون از مرزهای پرگهر افرادی باشند که چنین اظهار هایی را مضحک بدانند و به آنها اشکال داشته باشند، ولی به خاطر اختلاف زبان تا بخواهد ایرادهای آنها برای ما ترجمه شود آن موضوع به تاریخ انقضاء خود رسیده و موضوع جدید به همراه کارشناسی های جدید پیدا می شود و این وضع همچنان ادامه دارد.





چون ممکن است مخاطب عزیز از همین ویژگی برخوردار باشد و حرف ما را نپذیرد چند مورد را از باب نمونه عرض می کنیم تا مشخص شود که آیا ملت ما در مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و دینی و پزشکی و ورزشی و … دارای کارشناسی ارشد هستند یا نه؟


اگر بر فرض محال در جامعه مورد خلافی را مشاهده کردی و بخواهی برای یک بار هم که شده فریضه الهی را به جای بیاوری از اقصی نقاط کشور با عبارات مختلف برایت پیغام می فرستند که ، کانّه فروع دین برای عصر خاصی بوده و دوران آن به اتمام رسیده است و یا اینکه اگر قرار باشد نرخ بنزین توسط دولت کریمه بالا و پایین شود بیش از راننده های موجود در کشور پیشنهادات و انتقادات وجود دارد و یا هنگامیکه که ملت فرهیخته به خیابان ها آمده و اظهار شادی می کنند و هنگام مصاحبه مردم شاداب چنین وانمود می کنند که انگار در شعب ابی طالب به سر می بردند پس از توافق هسته ای در بهشت موعود زندگی می کنند و بعد از لغو برجام هم همان ملت همیشه در صحنه به میدان آمده و نظرات کارشناسانه خود را ابراز می کنند.


و یا اینکه یک روز به عنوان و آب را گل آلود می کنند و فردای آن روز همین افراد چنین رفتارهایی را محکوم می کنند.


اما اوج استعدادهای مدسوس سیاسی در زمان انتخابات بروز پیدا می کند و انسان متحیر می شود که چگونه این همه استعداد سیاسی در یک مرز جغرافیایی می گنجد.


یا اینکه در امور ورزشی اگر اغراق نباشد بیش از هشتاد میلیون نظر ضد و نقیض در مورد عدم صعود تیم ملی کشورمان به مرحله بعد جام جهانی وجود داشت . سرتان را درد نیاورم خلاصه اینکه ملت با حالی داریم و کاش مسئولین ما پی به چنین استعدادهایی ببرند و از آنها بی بهره نمانند.





در بحث های دینی است که و نیازی به رجوع به کسی ندارند، مثلا در همین ماه مبارک که آن را پشت سر گذاشتیم روزه خواران با حیاء برای خود عذرهای شرعی درست می کردند و از روزه فرار می کردند و برای ماه های آینده هم با شروع ماه محرم در شیاطین انس افکار ابلیسی خود را خرج لشکر عمرو سعد می کنند و هرساله پرچم پسر معاویه را به اهتزاز در می آورند و تا پایان صفر که ایام اربعین است همان کوردلان در حال اشاعه مزخرفات خود هستند.


فرق این قسم با اقسام دیگر آن است که اظهار نظرهای مردم در زمینه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، ورزشی جز سپری کردن وقت و جنبه سرگرمی داشتن ثمره ی دیگری ندارد و همان ملت کارشناس خود می دانند که نظراتشان دردی را دوا نمی کند و حسب عادات چنین نظراتی را بیان می کنند؛ اما اینکه کسی بخواهد بی جهت و گاهی اوقات معاندانه اظهار نظر کند نه تنها دردی را دوا نمی کند، بلکه برای خود دردی را فراهم می کند. مگر می شود انسان دهان باز کند و هرچه ابلیس به زبانش راند جاری کند و آنگاه چوب این حرف را نخورد؟





با تبختر و تکبر خود را برتر از دیگران می بیند اول انسان را به یاد آیات اولیه سوره عبس می اندازد، اما اینکه و آن را حقه بازی بداند و روضه خوانی را بی سواد خطاب کند خود را مصداق خطبه هفت نهج البلاغه کرده که در آن حضرت امیر (علیه السلام) پیروان شیطان را اینگونه معرفی می فرماید: « .» [1]





که افسار خود را به دست چه کسی داده و در کدام جبهه و از طرف چه کسی اینگونه سخن می گوید. شاید یک وجهش هم این باشد که امثال این فرد نتوانسته اند با فیلم های خود آن شهرتی را که می خواستند به دست بیاورند مهندسی معکوس کرده  و خواسته () ، غافل از آنکه این ره که تو میروی نه به ترکستان که به جهنم است، فافهم.


با بیان این روایت علت هذیان گویی این افراد کاملا روشن شده و مشخص می شود که تشکیک امور مربوط به اهل بیت (علیهم السلام) جزو برنامه های قدیمی ابلیس است که در این امر از زبان و بیان و قلم و پول و عمر افراد جاهل استفاده می کند تا به مقصود نائل آید.

















[1]. نهج البلاغة (للصبحی صالح)، و من خطبة له علیه السلام یذم فیها أتباع الشیطان، ص 53.