اخبار ویژه

فریاد بزن مائده !

فریاد بزن مائده !

تماس گرفت که: «»  جالب است! بعد از پایان گفتگو دیدم در چند سال اخیر  هیچ مدیر فرهنگی و مسئول رسانه ای از من نپرسیده :«چه باید کرد؟» از شما پرسیده اند؟ از بغل دستی تان چه؟سوال دیگری از شما پرسیده اند؟ مثلا پرسیده […]


فریاد بزن مائده !












تماس گرفت که: «» 


جالب است! بعد از پایان گفتگو دیدم در چند سال اخیر  هیچ مدیر فرهنگی و مسئول رسانه ای از من نپرسیده :«چه باید کرد؟»


از شما پرسیده اند؟ از بغل دستی تان چه؟سوال دیگری از شما پرسیده اند؟ مثلا پرسیده اند: «حالتان چطور است؟» 


اصلا تصمیم گیران حوزه ی فرهنگ و رسانه “سوال” هم می پرسند؟


 سوال استفهامی؟  فهم؟  شیب؟  بام؟





مائده = طعام آسمانی . اسم از این بهتر می خواستی؟ 


رسم چی؟ چه “مهارتی” دارند؟ در نظام آموزشی نقاشان زبر دستی بار میایند؟ عکاسان خوش ذوقی می شوند؟ ذهن خلاقی پیدا می کنند؟ هویتشان چگونه ساخته می شود؟ غیر از “بدن” و چشم ابرو چه دارند برای “درخشیدن” در چشم دیگران؟ ندرخشند؟ چشم! اما می شود به یک نوجوان در دنیای امروز گفت «نباش! نبین! نگو! ندرخش؟» می شود خواست معتکف گوشه مسجد باشد؟ دائم بنشیند برای المپیاد درس بخواند؟  فرض که شد! چند روز؟ یک هفته؟ یک ماه؟ بعدش چه؟





من از کجا بدانم دخترم ” ” چهار سال دیگر چه می شود؟


چطور؟ همین امسال مدرسه اش که تمام شد آمد که: «»


گفت: «»


من و مادرش بعد دو روز تامل دیدیم راست می گوید ! کانون پرورش فکری که می رود هم برنامه جامعی ندارد. یک کاره ! راه افتادیم تا برای رفع این مشکل کافه کتابی دخترانه راه بیندازیم تا فضایی شود امن و دخترانه برای همه ها و مائده ها ، که با خیال جمع خانواده ها با رغبت بیایند و حرف بزنند و بازی کنند و گل بکارند و بسرایند و بخندند و خوش باشند! (هر جا که انتخاب کردیم کرایه اش سر به فلک داشت!) خوب این در توانِ دولت و حاکمیت است که این فضای تعامل امن و سازنده و شاد را ایجاد کند یا منِ پدر و مادر؟ 





پدر آمرزیدها چه دادید که اینطور طلبکارید ؟ در مبلمان شهری که با فراغ بال و احساس امنیت بیایند و انرژی شان را خالی کنند؟ 


خوب سری بچرخانیم!  نگاهی ساده بیندازیم به آثار ضعیفِ  حوزه ی”کودک و نوجوان” بالای نود درصد این آثار که به اسم این دو طیف باهم بیرون میاید مخصوص “کودکان” است!





«وقتی در نظام اقتصادی اینقدر بی تدبیر هستید که یک پدر (و در شهر های کلان یک مادر) باید از کله سحر تا بوق سگ بدود تا بتواند چگونه انتظار دارید که رابطه ی احساسی خوبی بین فرزندان و والدین شکل بگیرد؟ برای خانواده هایی که فرزندان بزرگتر علاوه بر بزرگ کردن خود، باید خواهر و برادر کوچکشان را هم بزرگ کنند!»





«شما قبل این کجای زندگی من بودید ؟ آنوقت که من در زندگی الگویی با تمام جزییات می خواستم ! آنوقت که در مدرسه سنگ صبور لازم داشتم ! آنوقت که نیاز به توجه و دیده شدن و تشویق شدن داشتم! شما کجا بودید ؟ شما جز تلنبار بیهوده مطالب پوچ چه راهی برایم گذاشته اید ؟ رقصیدن بد است ؟ باشد. بعد اینهمه سال تحصیل در نظام آموزشی چه دارم ؟ جز مدرک تحصیلی که بگذارم در کوزه و آبش را بخورم ؟ »





«ساختار تربیتی هیچ گونه هویتی در درختچه ذهنی ام ایجاد نکرده و هیچ مهارتی تا نوجوانی ارائه نکرد !  و اما اگر کار من خطا بود چرا با ولع و هجوم مخاطب مواجه شدم ؟ و چطور جامعه ای که تا دیروز هیچ برنامه ای برای من نداشت ، ، ده ها هزار لایک و کامنت اضافه و بالای نیم میلیون مخاطب برایم ایجاد کرده و حالا که من گرفتارم به روی خودش هم نمیاورد که رفتار همین جامعه در دنیای مجازی است که به صورت پاداش (توجه) به من  احساس “رضایت درونی” داده و هر بار من را ترغیب به تکرار متهورانه تری کرده! »





«حالا این جامعه و شما متولیان رسانه و فرهنگ با کدام حجت شرعی؟ با قاعده ی توجیه وسیله برای رسیدن به هدف؟ به هدفتان رسیدید؟ هدفتان چه بود؟ اینکه حالا هزاران دختر نوجوان دیگر به بهانه ی حمایت از من جلوی دوربین موبایلشان برقصند و در شبکه های اجتماعی بارگزاری کنند؟ عقل می دانید چیست؟»