اخبار ویژه

امام خامنه ای ریشه های فساد را معرفی کردند

امام خامنه ای ریشه های فساد را معرفی کردند

 یکی از مهم ترین آسیب های موجود در جوامع و سیستم های دولتی، فساد است. آنچه امروز مطالبه مردم از دولت و نظام است، ریشه کن شدن فساد، و برخورد با متخلفان بخش های مختلف نظام است. این مسئله به قدری مهم است که […]


امام خامنه ای ریشه های فساد را معرفی کردند












 یکی از مهم ترین آسیب های موجود در جوامع و سیستم های دولتی، فساد است. آنچه امروز مطالبه مردم از دولت و نظام است، ریشه کن شدن فساد، و برخورد با متخلفان بخش های مختلف نظام است. این مسئله به قدری مهم است که رهبری در بیانی فرمودند: «» بله این حقیقتی تلخ است و اگر بعضی مسئولان هم نخواهند این حقیقت را بپذیرند باز هم ضرورت مبارزه با فساد از شدّت و شفافیت کاهش پیدا نمی کند. این که بی توجّهی به ماجرای فساد، چقدر عادی و غیر معمول شده است که رهبری مجبور به در میان گذاشتن حسّاسیت این ماجرا با کارکنان وزارت اطلاعات می شود و به صرف یک تذکّر هم بسنده نمی کنند و با دقّتی عمیق به ریشه های فساد هم اشاره کنند:


«فساد را در بسیاری از موارد ناشی از روحیه دانستند و خاطرنشان کردند:» یکی از مهمترین مشکلات موجود در عرصه پیشرفت و تربیت، بحث بررسی علل و عوامل مشکلات موجود، است که بسیاری از مسئولان مرتبط اصلا توّجه به علل و ریشه های پیدایش فساد در مسئولان و جامعه ندارند.





چیستی این خصلت زشت را می شود در یک رزیله بنیانی و اساسی در انسان دانست که آن هوای نفس است. این نیروی قدرتمند به قدری خطر ناک است که پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) برای امّت خود ابراز نگرانی کرده و فرموده است:


«.»[1]


چرا گاهی اوقات انسان هشدار های وحی و کلام خدا را جدّی نمی گیرد و دوست دارد همه چیز را تجربه کند و مانند نوجوانی کم تجربه رفتار می کند که نیاز به هزاران هشدار دارد؟ چرا کمی به عاقبت هوای نفس نمی اندیشیم و هشدار خداوند درباره افرادی که به دنبال هوای نفس می‌روند را نشنیده می گیرند، زیرا ححق تعالی این طور فرمودند و فرمودند:


«




















قطعا خطر هوای نفس به حدی است که حضرت یوسف (علیه السلام) با توجه به مقام نوبتشان، از قدرت نفس به خدا گناه برده و گفتند: «»





مولوی هم زیبا سرود:


مادر بتها بت نفس شماست


زانکه آن بت مار و این بت اژدهاست.
[2]





ما که دیگر از مولای متقیان قدرت روحی برای مبارزه با نفس نداریم ، ولی ایشان این طور از خودشان مراقبت می کردند تا جاییکه در احوال امام علی (علیه السلام) نقل می‌کنند: «روزی ظرف فالوده‌اى خدمت امیر المؤمنین(علیه السلام) آوردند و در برابر آن حضرت گذاشتند. امام (علیه السلام) به صافى و زیبایى آن نگریست و انگشت خود را به آن زد و آن را چشید، و فرمود: .»[3]





حال ما باید تصور کنیم یک مسئول اقتصادی و کسی که بودجه ای کلان یا گزینش افراد در اختیارش است با این هوای نفس خود مبارزه نکرده باشد و در عرصه خدمت به مردم نتواند این دو را از هم تفکیک کند، چه عاقبتی در انتظار این فرد و جامعه مرتبط او می باشد؟ لذا خداوند در توصیه ای مفصّل به رسول اکرم (صلی الله و علیه و آله) “نفس” را چنین توصیف می‌کند: «»[4]





چرا سیره علماء و بزرگان را که در عصر ما زیستند و بسیار هم درک آنها برای ما و مسئولان امروز نظام ملموس است، مورد توجّه قرار نمی گیرد. به عنوان مثال در احوالات صاحب مفاتیح الجنان می‌گویند: «در همان سال هایی که شیخ عباس قمی در مشهد بود، جمعی از مؤمنین و طلاب با اصرار از وی تقاضا می کنند که در ماه مبارک رمضان در مسجد گوهرشاد نماز جماعت برپا کند؛ و ایشان هم می پذیرند و در یکی از شبستان های مسجد، به نماز جماعت اقدام می کنند. هنوز ده روز نشده بود که جمعیت بسیاری در آن شرکت می کنند. یک روز پس از اتمام نماز ظهر به آقای شهابی که نزدیک وی بود می گوید: من نمی توانم نماز عصر را بخوانم! و بلافاصله به خانه برمی گردد و تا آخر ماه مبارک رمضان نماز جماعت را تعطیل می کند. روزی مرحوم حاج میرزا علی اکبر نوقانی از ایشان می پرسند: چرا نماز جماعت را تعطیل کردید؟ ایشان در پاسخ می فرماید: « .» [5] واقعا تا به حال همچین استعفایی در مسئولین ما وجود داشته و یا خواهد داشت؟ یا اینکه چند وقت یکبار اخبار دعوای دو مسئول بر سر یک پست را می شنویم.


 



ریشه این خصلت ها هم از علاقه و افراط به مصرف گرایی بوجود می آید. تبلیغات جور وا جور کالا و چشم هم چشمی و سبک زندگی غربی، امروز جامعه را به سمت خرید مارک و برند های غربی کرده است. لذا رهبری در توصیه ای به توده مردم فرمودند:


«.» بله اگر این اشکالات در زندگی ما تدبیر و تعدیل نشود، گره کور زندگی ما باز نمی شود.





باید به سخنان معمار انقلاب دقّت بیشتری می کردیم تا امروز این گفته تبدیل به دغدغه ها و مطالبات رهبری نمی شد. این ها گوشه ای از هشدار های امام راحل درباره اشرافی گری است:





«


 



«


این ادبیات امام امّت با مردم است تا مردم گرفتار توهم و تخیلات و آرزوهای تجمل و اشراف نشوند و برای رسیدن متاع قلیل دنیا این قدر در خیالات و آرزوهای دست نیافتنی غرق نشویم. خداوند در قرآن آرزو را در واژه های مترادفش به کار برده و این طور فرموده است: « .» بله بسیاری از مسئولین و مردم ما در توهم رسیدم به آروزهایی هستند که معلوم در دنیا بهشان می رسند و به تعبیر قرآن به جز سر گرمی و بازی بهره ای از این آرزو ها نمی برند. خداوند در این آیه آرزو را علت سرگرمی مردم دنیا گرا و بی توجه به آخرت معرفی می‌کند.


دقیقا کلام حضرت رسول(صلی الله و علیه وآله) هم مرتبط با این آیه است زیرا، اول انسان با آرزو سرگرم می‌شود و بعد یکی از عواقب سرگرم شدن، فراموشی آخرت و اتفاقات بعد از مرگ می‌باشد. داستان هایی در باب توهّم بودن آرزو و بی نتیجه بودنش وجود دارد. نقل می‌کنند: «شبی حجاج به جایی می رفت، دید که مردی شیر فروش در خانه می گوید: کاش من شیر خود را به فلان مبلغ می فروختم ، تا فلان جنس را می خریدم و فایده فراوان می بردم. بعد وضع مالی من خوب می شد و دختر حجاج را به زنی می گرفتم؛ از او پسردار می شدم و روزی داخل خانه می شدم و دختر حجاج با من دعوا می کرد و من چنان با لگد او را می زدم که کبود شود. در همین حین شیر فروش که هیجان زده شده بود، با لگد به ظرف شیر زد و آن را ریخت. حجاج هم وارد خانه او شد و با تازیانه پنجاه ضربه به او زد و گفت: اگر باز هم دختر مرا بزنی، تو را می زنم.»[6]


در روایات هم آرزوی دراز و بی ثمر را مذموم شمرده اند و انسان را از آن باز می‌دارند. پیامبر خدا (صلی الله و علیه و آله) نیز می‌فرماید: «»[7]





اینها ریشه های فساد است که رهبری در توصیه به مسئولین بیان کردند. قطعا این خصلت ها باعث بوجود آمدن مشکلات عدیده ای می شود و نظام هم به تضعیف کشیده می شود. امیدواریم با این توصیه ها مسئولین بیشتر مراقب این فساد ها باشند و کاری کنند تا هیچ فردی اجازه اختلاس و دزدی و اشرافی گری به خودش ندهد و دشمنان هم از رسیدن به اهداف خود نا امید مایوس گردند.


 














[1]. ««أَلَا إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَیْکُمْ خَلَّتَانِ‏؛ اتِّبَاعُ‏ الْهَوى‏، وَ طُولُ‏ الْأَمَلِ‏؛ أَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوى‏ فَیَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ، وَ أَمَّا طُولُ الْأَمَلِ فَیُنْسِی الْآخِرَة» کلینى، محمد بن یعقوب، کافی‏، ناشر: دار الحدیث‏، مکان چاپ: قم‏، سال چاپ: ق 1429، ج15، ص152.


[2]. گنجور، مولوی، مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش 37.


[3]. «أُتِیَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع بِخِوَانِ‏ فَالُوذَجٍ‏ فَوُضِعَ بَیْنَ یَدَیْهِ فَنَظَرَ إِلَى صَفَائِهِ وَ حُسْنِهِ فَوَجَأَ بِإِصْبَعِهِ فِیهِ حَتَّى بَلَغَ بِأَسْفَلِهِ ثُمَّ سَلَّهَا وَ لَمْ یَأْخُذْ مِنْهُ شَیْئاً وَ تَلَمَّظَ إِصْبَعَهُ وَ قَالَ إِنَّ الْحَلَالَ طَیِّبٌ وَ مَا هُوَ بِحَرَامٍ وَ لَکِنِّی أَکْرَهُ أَنْ أُعَوِّدَ نَفْسِی مَا لَمْ أُعَوِّدْهَا ارْفَعُوهُ عَنِّی فَرَفَعُوهُ.» برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن‏، ناشر: دار الکتب الإسلامیة، مکان چاپ: قم‏، ج2، ص 409.


[4]. « ثَلُ‏ النَّفْسِ‏ کَمَثَلِ‏ النَّعَامَةِ تَأْکُلُ الْکَثِیرَ وَ إِذَا حُمِلَ عَلَیْهَا لَا تَطِیرُ وَ کَمَثَلِ الدِّفْلَى لَوْنُهُ حَسَنٌ وَ طَعْمُهُ مُر» دیلمى، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلى الصواب، ناشر: الشریف الرضی‏، مکان چاپ: قم‏، ج1، ص 301.


[5]. پایگاه اطلاع سانی حوزه.


[6]. پایگاه اطلاع رسانی حوزه.


[7]. « مَثَلُ الإِنسَانِ وَ الأَمَلِ وَ الأَجَلِ فَمَثَلُ الأَجَلِ إِلَی جَانِبِهِ وَ الأَمَلُ أَمَامَهُ فَبَینَمَا هُوَ یَطلُبُ الأَمَلَ أَمَامَهُ أَتَاهُ الأَجَلُ فَاختَلَجَهُ» علاءالدین علی بن حسام، کنز العمال فی سنن الأقوال و الأفعال، ج ۳، ص ۴۹۴، ح ۷۵۷۴.