اخبار ویژه

نیاز ضروری بشریت به مبعث های پی در پی

نیاز ضروری بشریت به مبعث های پی در پی

  * : واقعا وقتی به عظمت مبعث و آغاز پیامبری رسول خدا با مردم را بررسی می کنیم، شاید این نکته را دریابیم که پس چرا بشر با این همه زحمت و تلاش پیامبر و تمام آموزه های الهی باز هم گرفتار آداب و […]


نیاز ضروری بشریت به مبعث های پی در پی










  * : واقعا وقتی به عظمت مبعث و آغاز پیامبری رسول خدا با مردم را بررسی می کنیم، شاید این نکته را دریابیم که پس چرا بشر با این همه زحمت و تلاش پیامبر و تمام آموزه های الهی باز هم گرفتار آداب و رسوم و فرهنگ غلط و پرستش خدایان خود ساخته و گاها بی خدا هستند. خوب می دانیم که این رسالت با ویژگی هایی خاصّ شروع شد ولی باز هم هنوز بشریت گرفتاری هایی دارد که شاید تا قیامت به بعثت هایی مجدد نیازمند است. این بعثت با سه ویژگی که در قرآن بیان شده  آغاز به کار کرده که به نوبه خود بی نظیر است:











باید تامّل کنیم که چرا خداوند بعثت حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) را نعمتی عظیم و با ارزش معرفی کرده و درباره آن چنین فرموده است: «[آل عمران/۱۶۴] به یقین خدا بر مؤمنان منت نهاد[که] پیامبرى از خودشان در میان آنان برانگیخت تا آیات خود را بر ایشان بخواند و پاکشان کند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد قطعاً پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند.»گمراهی بشر قبل از بعثت را باید جدی بگیریم و بدانیم تمام انسان ها برای تامین نیاز های خود محتاج نعمت های خداوند هستند، حال خداوند این نعمت معنوی را بالاترین نعمت می داند و می خواهد توجّه بشر را از نعمت های زود گذر دنیا به یک نعمت الهی و مهم روی گردان می کند.





مفهوم منّت درباره خدا و آن هم در زبان و بیان عربی با آن پیش زمینه‌هایی که ما در ذهن داریم؛ متفاوت است. منّت در زبان عربی از«من» به معنای سنگ‌‎های بزرگ اندازه‌گیری و وزن کشی گرفته شده است.[۱]  با توجه به این ریشه‌یابی کلمه منّت است که از “منّ” برای نعمت‌های بزرگ و گران بها کاربرد یافته است و خداوند در این آیه مومنان را که از این نعمت بیشترین بهره را بردند مورد خطاب قرار داده تا این نعمت را فراموش نکنند و ارزش آن را همواره به یاد داشته باشند؛ و گرنه نعمت بعثت پیامبر، جهانی است.[۲] پس باید عبارت” به معنای نعمت دادن خدا بدانیم؛ همچنانکه در تفسیر آن آمده است: «[۳] خدا منت گذاشت یعنی نعمت بخشید.» پس تصوّرات اشتباه را از ذهن دور کنیم و نگوییم خداوند بر ما منّت گذاشته است.











بسیاری از دعوت ها که بعضا به سمت خداپرستی هم بوده، دنبال آموزش و تعلیم و تربیت و ارتقای علم و درک و مردم بودند. امّا ابتدای بعثت پیامبر با دستور به تعلیم و آموزش بود. خداوند در اولین آیاتی که بر حضرت نازل شد؛ فرمود: «[نبأ/ ۵-۱] بخوان به نام پروردگارت که بیافرید. آدمى را از لخته ‏خونى بیافرید. بخوان، و پروردگار تو ارجمندترین است. خدایى که به وسیله قلم آموزش داد، به آدمى آنچه را که نمی‌دانست بیاموخت.» 











همه انبیای الهی برای انجام رسالت خود و دعوت مردم به سوی خداوند هیچ اجر و مزدی درخواست نکردند. برای مثال، حضرت نوح، حضرت هود، حضرت صالح، حضرت لوط و حضرت شعیب (علیهم‌السلام) به شهادت قرآن، همگی به قوم خود گفته بودند: « [شعراء/۱۸۰و۱۶۴، ۱۴۵، ۱۲۷، ۱۰۹] من از شما در برابر هدایت خود مزدى نمى‏ طلبم. مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانیان است.» در اصل این جمله برای آن است که به مردم بفهمانند آنها به مزد دنیوى طمع ندارند و منظور آنها به جز خیرخواهى چیز دیگری نیست و رسالت آنها تماماً به خیر خود مردم است. [4] 





این آیه قطعا مفاهیم عمیقی را در خود دارد که تفسیرش هم نیاز به بیان اهل بیت دارد و الّا عقل محدود بشر به جایی نائل نمی شود. از امام باقر(علیه‌السلام) درباره تفسیر و معرفی “الْقُرْبىَ‏” سؤال شد و حضرت فرمودند: «‏[5] آن به خدا قسم واجب است از طرف خداوند بر بندگان برای محمد درباره اهل بیتش» و در جایی دیگر فرمودند: «‏[6] آنها امامان هستند که زکات نمی‌خورند و بر آنان حلال نشده است.»





با این مقدمه لازم که باید روشنگر نوع رسالت انبیای الهی و خصوصا روسل خاتم می بادش باید به این تحلیل بپردازیم که چرا این رسالت با این ویژگی ها و ابعاد اخلاقی تربیتی که در مجال نمی گنجد به بیان آن بپردازیم، هنوز برای برخی افراد نتوانسته قابل هضم و برداشت باشد؟ و یا برای عدّه ای مانند داعش و … به جز خسارت چیزی به دنبال نداشته است. لذا امام خامنه ای می گویند: «حقیقتاً امروز بشریّت از همیشه محتاج‌تر است برای فهم کردن معنای بعثت و حقیقت بعثت.» و با این اوضاع بشر قطعا بعثت به خوبی روشن و قابل فهم نشده است.











بعد از ماجرای یازدهم سپتامبر و حمله تروریستی به برج های دوقلوی تجارت جهانی در امریکا، پرفروش ترین کتاب دنیا قرآن بود، آنها تلاش کردند این نور را خاموش کنند ولی عدو سبب خیر شد زیرا خدا اینطور خواسته بود و اروپا و امریکا شاهد افزایش اقبال مردم دنیا به دین اسلام بودند. حال آنچه مانع پذیرش نوری به این روشنی و حقیقتی غیر قابل انکار می شود سرسختی و عداوت این افراد نسبت به حق است. وقتی مسئول امریکایی می گوید ایران 12 سال است که هیچ تحرّک اتمی نداشته است، یعنی دشمن با ما عداوت دارد و نمی تواند سلامت و صداقت ما را تحمّل کند. خوب این عداوت در زمان پیامبر هم بوده و حتّی عدّه ای از سران قریش از اینکه مردم صدای قرآن خواندن پیامبر را هم بشندن می ترسیدند و می گفتند گوش های خود را پر کنید تا سحر محمد (صلی الله وعلیه وآله) شما را زمین گیر نکند. بله عدّه ای بودند و هستند که نمی خواهند حق را بشنوند چه برسد به اینکه بعد از شنیدن و درست بودنش آن را باور کنند.











آبادی میخانه ز ویرانی ماست


جمعیت کفر از پریشانی ماست


اسلام به ذات خود ندارد عیبی


هر عیب که هست از مسلمانی ماست






این دو بیت اشاره به حقیقت تلخی دارد که داستانهای بسیاری چه حقیقی و چه تخیّلی برایش درست کرده اند. همیشه تند روی و کند روی در همه پیروان وجود داشته است. عدّه ای به قدری جلو زدند که مانند وکلای امام هفتم بعد از شهادت ایشان توهّم زدند و باعث انحراف مسلمانان و پیدایش فرقه واقفیه شدند و بسیاری از مردم در پذیرش امام رضا (علیه السلام) دچار تشکیک شدند. عدهّ ای هم مانند داعش که روحیات منافقان را داشتند و مانند آنها قرآن را حاکم می دانند و با توجه به ظاهر قرآن به جان مسلمانان افتادند و لکّه ننگی در دامن پیروان اسلام شدند و این در حالی است که به قول شهید آوینی: «عجب تمثیلی است این که علی مولود کعبه است … یعنی باطن قبله را در امام پیداکن! اما ظاهرگرایان از کعبه نیز تنها سنگ هایش را می پرستند. تمامیت دین به امامت است، اما امام تنها مانده و فرزندان امیه از کرسی خلافت انسان کامل تختی برای پادشاهی خود ساخته اند.» لذا حضرت امیر نشانه جاهل را در افراط و تفریط بیان می کند و جهل هم که سر منشاء نابودی بشر است.





پس باید بپذیریم که این کردار های نادرست و نا پسند باعث تاثیر پذیر و ایجاد باور های نادرست و تصوّرات ذهنی بدی را ایجاد بکند. و باید امید وار باشیم تا بعثت -بر اساس توهّم بعضی مردم- نیاز به تکرار نباشد، زیرا هم جامع بوده و هم پاسخ گوی نیاز بشر تا آخرین نفر است. آنچه لازم است فهمیدن و درک همین بعثتی است که بسیاری از قلوب را فتح و محسور خود کرده است و تا آخرین نفر از انسان های رو زمین را می تواند هدایت کند.





* حجت الاسلام مرتضی باقری











[۱]. مفردات ألفاظ القرآن‏، راغب اصفهانى، حسین بن محمد، دار القلم، بیروت، ۱۴۱۲ ق‏، ص۷۷۷: «المَنُّ: ما یوزن به؛ منّ آن چیزی است که با آن وزن می‌کنند.».


[۲]. تفسیر نمونه، مکارم شیرازى ناصر، دار الکتب الإسلامیة، تهران، ۱۳۷۴ش، ج۳، ص۱۵۹.


[۳]. الأصفى فى تفسیرالقرآن، فیض کاشانى، ملا محسن، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى،  قم، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۱۸۱.


[4]. ترجمه تفسیر المیزان، طباطبایی، محمد حسین، ترجمه: موسوى همدانى، سید محمد باقر، دفتر انتشارات اسلامى،  قم، ۱۳۷۴ش، ج۱۵، ص۴۱۵.


[5]. المحاسن‏، برقى، احمد بن محمد بن خالد، دار الکتب الإسلامیة، قم، ۱۳۷۱ ق‏، ج۱، ص۱۴۴.


[6]. همان، ص۱۴۵.


/2759/