ویژگی های شیخعلی خان

توصیفاتی که در برخی منابع مربوط به عصر صفوی در مورد ویژگی های اخلاقی شیخعلی خان وجود دارد، به اتفاق مبین نکات غالبا مثبت در وی می باشند. آن چه در مورد وی بیش تر نقل شده است دلبستگی های مذهبی وی می باشد. او حتی ظاهر خود را برخلاف رسم دربار به شکل یک مسلمان معتقد درآورده بود. شیخعلی خان شخصیت بسیار عاقل، باهوش و فوق العاده متفکر و مدبر و کامل العیار بود
[80]. قد و قامت شیخعلی خان فوق العاده متناسب و رشید و شایان توجه بود صورت و سیمایش نیز جلوه بسیار خوب و خوشی داشت؛ قیافه او از حیث برازندگی عدیم النظیر به نظر می رسید. آرامش مدام و ملایمت از چشمان روشن و رخسار ساده اش تجلی می کرد؛ به طوری که به هیچ وجه آثار و علائم اشتغال خاطر که در قیافه اغلب وزرای اعظم مشاهده می شد در صورت وی دیده نمی شد. در سیمایش نشانه های یک اندیشه آرام و آزاد و قادر به کف نفس کامل و مسلط بر خویشتن نهان بود به طوری که اگر کسی قبلاً او را می شناخت به هیچ وجه نمی توانست وی را مصدر مهمات و معضلات یکامپراتوری عظیم و وسیعی بداند. کسانی که او را می شناختند خوارق عاداتی از زندگی ساده و مختصر وی حکایت می کردند. موثقین اظهارداشتند که باطن و ظاهر این شخصیت کاملاً یکی بود و چنان که در گفتار و کردار و صورت و سیمای وی هیچ گونه آثار تکبر و تبختری مشاهده نمی شد، روح و مغز و قلبش نیز خالی از هرگونه آلایش بود. مشاهده پوشاک و مطالعه اوضاع منزل و بالاخره ملاحظه سفره وی، این حقایق را مثبت و مسلم می داشت
[81].
او به عکس دیگر درباریان دارای محاسنی خاکستری رنگ و تقریباً بلند بود و به هیچ وجه طبق رسم روز با خضاب به رنگ سیاه درنمیآورد
[82]. شیخعلی خان مردی دیندار و خداترس و پرهیزکار بود. وی فقط یک زن داشت و از عیش وعشرت بیزار بود. او شمی قوی برای عدالت داشت و رشوه نمی گرفت
[83] و از تجمل طلبی رایج بیزاربود. هنگامی که بر اسب می نشست فقط چندتن معدود ملازم همراه خود داشت و در آن هنگام جامه ای ساده ولی زیبا و با سلیقه برتن می کرد
[84]. او فساد ناپذیر بود، به طوری که زیربارهیچ گونه توصیه، تحفه، هدیه و رشوه ای نمی رفت
[85]. شیخعلی خان در کتیبه ای که از خود به جای گذاشته نوشته است که دو قریه از املاک خود را جهت مصارفی نظیر تعمیر کاروانسرای بیستون وقف کرده است
[86]. شیخعلی خان به اعتدال و نظم پای بند بود. با تنجیم و پیش گویی آینده از روی کواکب مخالف بود
[87]. وی حتی در هشتادسالگی
[88] نیز فردی ارزنده و سواری خستگی ناپذیر بود. بر کار بسیار خوب تسلط داشت و به لحاظ جسمی وفکری از عهده آن بر میآمد
[89].
از ویژگی های دیگر وی که همه منابع مربوطه آن را تصریح نموده اند، خودداری شدید او از شراب خواری است. وی به این جهت عمدتاً با شاه اختلاف داشت. اوفردی مذهبی و دیندار بود و دستورهای دین را طابق النعل بالنعل مراعات می کرد
[90]. شاه سلیمان بارها به این جهت شیخعلی خان را مورد توهین و اذیت قرارداد. اما وی هیچ گاه تسلیم خواسته های منافی مذهب او نشد و پیوسته با شجاعت عجیب با این تمایل شاه مخالفت کرد. چنان که یک بار شاه شدیداً به پر و پای او پیچید توضیح آن که:
شاه که مست و مخمور بود و آرایش صورت صدراعظم خویش را مطابق دربار نمی دید دستورداد ریش او را مثل ریشدیگر درباریان کوتاه کنند
[91]. شیخعلی خان به این جهت بدون کسب اجازه از شاه، دربار را ترک گفت
[92]. شاه وی را به دربار احضارنمود و سپس دست خود را به سوی وی درازکرد و قول داد که به جبران و تلافی توهینات وارد به شخص و مقام وزارت عظمی بکوشد
[93]. با این حال آزار و اذیت شاه سلیمان نسبت به شیخعلی خان تمامی نداشت. چراکه، پادشاه به هنگام مستی از خود بی خود می شد و آن گاه شروع به سربه سر گذاشتن و دست انداختن ش یخعلی خان می نمود و علت آن هم عدم همراهی شیخعلی خان با شاه در خوردن شراب بود. روزی شاه سلیمان سخت مست و مخمور بود جام شراب را به شیخعلی خان داد و او را دعوت به نوشیدن کرد، وزیر از خوردن شراب امتناع ورزید و اعلی حضرت به ساقی دستورداد که باده را در بینی وزیراعظم بریزد و این کار انجام شد
[94]. وزیر، نه تنها از خوردن شراب خودداری کرد و در مقابل فرمان شاه در این مورد مقاومت کرد بلکه بعضاً شاه را نیز نصیحت می کرد
[95]. شاه سلیمان از شراب نخوردن شیخعلی خان به قدریدلگیر و خشمگین بود که یک بار ضرباتی نیز حواله وزیراعظم کرده بود. به دستور شاه چندین بار سروصورت و لباس و پوشاک وی را با شراب آلوده ساختند و از این قبیل بدرفتاری ها در موقع مستی نسبت به اوبسیار اتفاق افتاد
[96].به هرحال مقاومت شدید وزیراعظم و ایمان قوی وی و نصایح او سرانجام شاه را ملایم تر ساخت و حتی او را آن چنان تحت تاثیر قرارداد که شاه سلیمان به قید سوگند وعده فرمود که دیگر مثل سابق می خوارگی نکند [97].

مذهب شیخعلی خان

شیخعلی خان شیعه ای مومن بود. البته به گفته کمپفر: گویا او
[98] پنهانی از طرفداران اهل سنت باشد.
[99] که این ادعا قابل پذیرش نیست. در تاریخ مشاهده می شود که معمولاً شاهان و وزیران از یک مذهب برخوردار بودند. به طوری که خواجه نظام الملک به اهمیت هم مذهب بودن شاه و وزیر تاکید بسیار کرده است و هم مذهب نبودن این دو را عیب بزرگ دانسته است که ضرر آن متوجهدستگاه حاکم است
[100]. بنابراین گروهی شیخعلی خان زنگنه را وزیری سنی مذهب دانسته اند که ظاهراً درست به نظر نمیآید، زیرا گذشته از دلایل دیگر در رد این ادعا، شاه سلیمان زیرک و عاقل بود و به عنوان یک پادشاه شیعه و از سلسله سادات نمی توانست وزیری سنی اختیارکند و در انظار عامه به وزیری که دارای مذهب سنی باشد اعتماد کند. از آن جا که زنگنه به جامانده در عراق دارای مذهب سنت بودند، ممکن است برخی چون کمپفر به این توهم افتاده باشند که شیخعلی خان نیز دارای مذهب اهل سنت بوده است. البته چنان که گذشت این قول، نمی تواند صحت داشته باشد. زیرا اولاً: کمپفر که چنین مطلبی آورده است خود با تردید ابرازنظر می نماید. هم چنین به واژه پنهانی متوسل می شود که نشان دهنده شایعه یا اتهام و جعل است. و مخالفین وزیر، این سخنان را به کمپفر گفته اند و او نیزباورکرده و در کتاب خود نوشته است. ثانیاً: افراد ایل زنگنه که عراق را ترک کردند و به خدمت شاه اسماعیل شیعه مذهب درآمدند نمی توانستند از اهل تسنن باشند و مسلماً وقتی تصمیم گرفتند به کمک شاه اسماعیل بروند مذهب دیرین را رهاکرده و به مذهب جدید روی آورده بودند. چنان که نوشته اند:
ایل زنگنه و بنی اسد در کنار شاه اسماعیل دارای سابقه و سند مذهبی می شوند.
[101] اگرچه کمپفر انتسابشیخعلی خان را به مذهب اهل سنت با تردید اظهار داشته است و نیز با آوردن لغت پنهانی عدم صحت این ادعا را بیش تر نشان داده است، با این حال علل مطرح شدن چنین ادعایی کنجکاوی فرد را برمی انگیزد. از آن جا که شیخعلی خان به واسطه قدرت فزاینده اش مخالفان زیادیدر دربار و حکومت داشت، بعید نیست که این شایعه از طرف آن ها مطرح شده باشد. هم چنین ممکن است کمپفر به این جهت چنین مطلبی نوشته باشد که شیخعلی خان با تقاضای مکرر سفرای اروپایی مبنی بر اعلان جنگ از سوی ایران به عثمانی سنی مذهب مخالفت کرد و کمپفر نیز مانند دیگران این مخالفت را حمل بر هم مذهبی و هم کیشی کرد. غافل از آن که ایران طبق قرارداد زهاب با دولت عثمانی موارد اختلاف را حل کرده بود و دیگر لزومی به جنگ های پرخرج نمی دید. گذشته از همه این ها چنان که گذشت بدیهی است فردی چون شاه اسماعیل اول که مروج شیعه در ایران و دشمن عثمانی های سنی بود نمی توانست در رکاب خود تعداد زیادی سنی مذهب داشته باشد و در زمان شاه سلیمان هم که علمای شیعه قدرتعظیم یافته بودند نمی توانستند یک وزیر سنی مذهب را تحمل بنمایند.

پی نوشت ها :

[80] . همان، ج3، ص109.
[81] . همان، ج2، ص109-110.
[82] . انگلبرت کمپفر ترجمه کیکاوس جهانداری، تهران، خوارزمی، 1363، ص84؛ شاردن، ج3، ص202.
[83] . ا.کمپفر، ص83.
[84] . همان، ص83.
[85] . ژ. شاردن، ج13، ص104.
[86] . کرمانشاهان باستان از آغاز سده سیزدهم ق، ص43.
[87] . ا . کمپفر، ص84.
[88] . 1686 م/ق 1098.
[89] . همان، ص83.
[90] . ژ. شاردن، ج3، ص202.
[91] . همان.
[92] . همان، ص203.
[93] . ژ. شاردن، ج3، ص204.
[94] . ژ. شاردن، ج3، ص199.
[95] . م. مشیزی، ص388.
[96] . ژ. شاردن، ج3، ص109.
[97] . همان، ص204.
[98] . شیخعلی خان.
[99] . ا، کمپفر، ص84.
[100] . نظام الملک، سیاستنامه، ص114-115.
[101] . سلطانی، ج2، ص650.

منبع فصلنامه حکومت اسلامی شماره3