حضور چشمگیر مبلغان فرانسوی، در دوران صفویه، موجب شد تا، در 1044ش/ 1665م، شاه عباس دوم فرمان آزادی تبلیغات مسیحیان کاتولیک را صادر کند( الهی، 1368: 52). دوران پر جنگ و آشوب سقوط صفویه تا روی کار آمدن قاجار به اروپاییان اجازه ورود به ایران و تبلیغ را نداد. با شروع حکومت قاجاریه و نیاز ایران به همیاری دولتی اروپایی برای جنگ با روسیه اولین قدم برای تجدید فعالیت های مذهبی برداشته شد.
در 1186ش/1807م، ژنرال گاردان همراه هیئتی به ایران رهسپار شد، همراه آن ها پزشکی که از نام آن اطلاعی در دست نیست و دو کشیش برای تبلیغ به تهران آمدند، درمانگاه و کلیسایی را تأسیس کردند(تاج بخش، 1375: 209)، به این ترتیب، اولین هیئت سیاسی- مذهبی فرانسوی به ایران اعزام شدند. که البته بنا به دلایل سیاسی و انعقاد عهدنامه تیلسیت آن ها مجبور به خروج از ایران شدند.
ادامه حضور فرانسویان تا مدت ها مسکوت ماند تا اینکه رابطه سیاسی ایران و انگلیس، در 1217ش/1838م، قطع شد. به این دلیل پزشکان انگلیسی تا چند سال موقعیت خود را در مقام مشاوران طبی خاندان سلطنتی از دست دادند و این سمت به دست گروهی از پزشکان فرانسوی افتاد( رایت، 1364: 247). از جمله پزشکی به نام لاباکه که برای درمان وضع مزاجی بسیار وخیم شاه به ایران احضار شده بود( سرنا، 1362: 132)، اما تا زمان سلطنت محمدشاه به علت آشفتگی کشور فعالیتی مذهبی به چشم نمی خورد.
بعد از موفقیت هایی که هیئت های مذهبی امریکا به اطلاع پاپ رساند، کاتولیک های لازاری فرانسوی نیز هیئتی به سوی ایران فرستادند. اوژن بوره یکی از پیشگامان این امر بود، که در 1254هـ/ 1838م با هدف انقلابی آموزشی و مذهبی وارد تبریز شده و در آنجا مدرسه ای به نام دارالعلم برپا کرد. او هدف خود را چنین استدلال کرد:« به آیین محمدی، که به عنوان یک مذهب ضد طبیعی و ضداجتماعی به ناچار باید از میان برود، جز با سلاح علم نمی توان حمله کرد. دانش به ناگزیر در روح کسانی که ما آن ها را تعلیم خواهیم داد شک برمی انگیزد و همین کفایت می کند بقیه کارها را زمان به انجام خواهد رساند»(رینگر، 1381: 130). بوره چنان در این کار فرهنگی خود موفق بود که مادر ناصرالدین میرزا نایب السلطنه او را برای آموزش زبان فرانسه به مدرسه بوره فرستاد(همان:‌131)، البته بوره فعالیت پزشکی انجام نداد، اما حمایت محمدشاه شامل حال او شده بود.
عاقبت بعد از صدور فرمان محمدشاه مبنی بر آزادی فعالیت های مذهبی کاتولیک های فرانسوی(همان: 137) اولین هیئت میسیونرهای فرانسوی، در 1219ش/ 1840م، به ایران آمدند.
از مبشران فرانسوی باید به خواهران سن ونسان دوپل اشاره کرد، که در تهران کلیسا و مدرسه ای را اداره می کردند. آن ها علاوه بر اداره این مؤسسات و تعلیم و تربیت کودکان، از بیماران نیز مراقبت می کردند و به آن ها دوای مجانی می دادند(سرنا، 1362: 187). این خواهران گاهی جراح و گاهی دندانپزشک می شدند و اگر ضرورت ایجاب می کرد قابله( همان). این خواهران در بیشتر شهرها فعالیت داشتند( گروته، 1369: 321)، از جمله، در تبریز، در 1283ش/ 1904م، یک باب پرورشگاه را با 18 دختر بی پدر و مادر و مدرسه ای را با 60 دانش آموز اداره می کردند. ساختمان بزرگی نیز در این شهر در اختیار آنان گذاشته شد. که بعداً درمانگاه و بیمارستان شد(اوبن، 1362: 74).
خواهران نیکوکار، در ارومیه، نیز 203 دختر خردسال را نگهداری کرده همچنین بیمارستان کوچک هشت تختخوابی در ارومیه را اداره می کردند( همان:‌101). زنان اندرونی شاهی نیز گاهی این خواهران را می پذیرفتند و مساعدتی می کردند. ناصرالدین شاه نیز سالانه هزار و پانصد فرانک به آن ها کمک می کرد(دیولافوا، 1332: 119).
هیئت مذهبی لازاریست ها در خسروا علاوه بر تأسیس آموزشگاه دینی و دبیرستان، بیمارستان کوچکی نیز برپا کرده بودند. خواهران نیکوکار در این بیمارستان و مدرسه آن یک صد و هفتاد و پنج دختر خردسال نوآموز را آموزش دادند. پزشکی کلدانی نیز به نام ژوزف باجان بر این مجموعه نظارت داشت( اوبن، 1362: 94).
حاج حمید سیاح نیز، در 1297ش/ 1918م، از مریضخانه نسوانی که در آن دختران تارک دنیا پرستاری می کردند و مسیو مرل دکتر فرانسوی در آنجا خدمت می کرد خبر داده است، اما ظاهراً زنان به علت تعصب و یا، به قول سیاح، نادانی حاضر به مراجعه به این مریضخانه نبودند( سیاح، 1359: 540).
گروته نیز در سفرنامه خود از طبابت پزشکان فرانسوی، که وابسته به هیئت مبلغان مذهبی بودند، یاد کرده که علاوه بر شهر تهران در تبریز و بوشهر به طبابت اشتغال داشته اند( گروته، 1369: 324).
منبع: شمس اردکانی، محمدرضا؛ عظیمی، رقیه سادات؛ قاسملو، فرید؛(1389)، روند تحول پزشکی نوین ایران، از دارالفنون تا تأسیس دانشگاه تهران، تهران: چوگان با همکاری دانشگاه علوم پزشکی تهران، اول/1390.