امروزه نقش استرس در تضعيف سيستم دفاعي بدن و تاثير مخرب آن بر بسياري از بيماري هاي موضوعي پذيرفته شده از نظر علم پزشکي است. آيا هيچ گاه انديشيده ايد که استرس چگونه بر بدن ما اثر گذاشته و باعث تضعيف سيستم دفاعي بدن، افزايش چربي خون، تصلب شرايين، درد عضلات و زمينه ساز بسياري از بيماري ها مي گردد؟
اجازه دهيد اين موضوع را با يک مثال ساده بررسي کنيم. فرض کنيد براي تمديد اعصاب و آرامش در حال پياده روي در يک جنگل هستيد. ناگهان با خرسي بزرگ مواجه مي شويد، چه مي کنيد؟
هر تصميمي که بگيريد (مبارزه يا فرار) بخش سمپاتيک سيستم عصبي شما بدنتان را براي مبارزه يا فرار آماده مي سازد. در وضعيت احساس خطر و تهديد بخش سمپاتيک به منظور غلبه بر خطر يا فرار از آن بدن ما را براي مبارزه يا گريز آماده مي کند. در اين شرايط عضلات نياز به خون بيشتري دارند پس قلب با سرعت بيشتري کار مي کند، فشار خون افزايش يافته، شريان ها تنگ مي شوند و سرعت تنفس افزايش مي يابد تا اکسيژن بيشتري به خون برسد. عضلات گرفته و منقبض مي شوند تا براي اقدام و عمل آماده شوند و کار دستگاه گوارش متوقف يا کند مي شود تا خون بيشتري به مغز و عضلات برسد. همچنين بيشتر عرق مي کنيد تا بدنتان سريع تر خنک شود و در ضمن از آمادگي بيشتري براي استفاده از اندام ها در درگيري برخوردار گرديد. مردمک چشم بازتر مي شوند، قدرت بويايي افزايش مي يابد و شريان هاي اطراف قلب التهاب بيشتري پيدا مي کنند. به تبع اين اتفاقات دستگاه ايمني بدن که از ما در برابر باکتري ها و ويروس ها حراست مي کند از شدت فعاليتش کاسته مي شود و خون بيشتر و بيشتري به عضلات مي رسد. همچنين متابوليسم اسيدهاي چرب به عنوان منبع انرژي يک فعاليت طولاني (مانند دويدن ) فعال مي شود.
اينک در نظر بگيريد هر بار که مي ترسيد، عصباني، خشمگين يا ناراحت مي شويد مشابه ديدن خرس در جنگل بخش سمپاتيک عصبي شما تمامي موارد فوق را آغاز مي کند. يعني شما را آماده مبارزه يا فرار مي سازد. به بيان ديگر بدن ما به عصباني شدن ناشي از تلف شدن وقت در ترافيک، بي احترامي کارمند بانک، عدم رعايت وقت و نوبت توسط ديگران، بگو مگو با همسر و ديدن خرس در جنگل به يک شکل واکنش نشان داده و تمام اتفاقات پارا گراف فوق رخ مي دهند. علاوه بر اين که استرس همواره در اثر شرايط استرس زا بروز نمي کند. توانمندي ذهن ما آنچنان است که در اثر سوء تعبير، تخيل، قضاوت و فکر منفي نيز دچار استرس شده و باعث مي شويم چرخه فوق آغاز گردد. حال از نظر شما عجيب است اگر افرادي که به طور دائم در معرض استرس ها يا افکار منفي هستند دچار انواع بيماري قلبي و عروقي، عضله درد، سردردهاي ميگرني و انواع بيماري مرتبط با ضعف سيستم ايمني گردند؟
اما در کنار چرخه بالا و در روي ديگر سکه واقعيت ديگري نيز وجود دارد. بخش عصبي بدن ما جزء ديگري نيز دارد که پاراسمپاتيک ناميده مي شود. پس از آن که خطر برطرف شد (يا تحليل ما از شرايط آن بود که خطر يا تهديد برطرف شده است ) اين بخش فعال شده و آرامش را به بدن باز مي گرداند. يعني باعث مي شود تا تنفس به حالت آرام باز گردد، قلب با شکل عادي کار کند، جريان خون در عضلات به حالت طبيعي برگردد و به طور خلاصه چرخه آرام سازي آغاز گردد. اين جا نيز مشابه حالت قبل توانمندي ذهن ما چنان است که مي تواند به بخش پاراسمپاتيک پيام دهد که خطري وجود ندارد و نيازي به مبارزه و گريز نيست.
اگر قصد داريد در شرايط استرس زا به جاي پيام مبارزه و گريز پيام آرامش را به سيستم عصبي خود دهيد هر بار که عصباني شديد به خاطر آوريد که اکنون مشابه مواجه با خرس در جنگل، بخش سمپاتيک دستور گرفته است تا بدن را براي مبارزه يا فرار آماده سازد. اما شما مي توانيد با اقدام آگاهانه به بخش پاراسمپاتيک فرمان اقدام دهيد. براي پيام به بخش پاراسمپاتيک از 1 تا 20 به آرامي بشماريد و پس از آن سه تنفس کامل (دم و بازدم عميق) انجام دهيد باور کنيد که با تکرار اين موضوع از نتيجه شگفت زده خواهيد شد. در واقع نفس هاي کامل و عميق به بخش پاراسمپاتيک پيغام مي دهد که خطر برطرف شده است. پس به طور اتوماتيک فرآيند آرام سازي آغاز مي شود. بياموزيد که با نگرش مثبت به وقايع بنگريد. بعضي افراد چنين تصور مي کنند که نگرش و تفکر مثبت مقابل واقع بيني است. هرگز چنين نيست. نگرش مثبت يعني از نيمه خالي ليوان آگاهم اما براي تصميم گيري و اقدام بر نيمه پر ليوان تمرکز دارم. در کنار آن از افکار منفي و منفي گويان دوري کنيد فکر منفي دوستان خود را خبر مي کند و اين گونه در هر حادثه اي به جاي اقدام واقع بينانه تبديل به فردي مي شويم که دائماً غر مي زند و روحيه خود و ديگران را خراب مي کند. در مقابل فرد داراي نگرش مثبت راه حل ها را بهتر ديده و براي حل مشکل پس از انتخاب راه حل اقدام مي کند.
منبع: نشريه راه کمال شماره 37