زیرعنوان: (شکوفایی: اشبیلیه، نیمه اول قرن ششم/دوازدهم)

او را در مغرب زمین معمولاً با نام لاتینی شده ی گبر (Geber) می شناسند و غالباً او را با جابربن حیان کیمیادان و گاه با محمد بن جابر بتانی منجم اشتباه کرده اند. نیز نباید او را با ابواَفلَح ها- سَرَقسُطی [= ابوالفرح السَّرَقسطی]، مصنف نوشته ی عرفانی کتاب نخل، و یا شاعر بغدادی ابوالقاسم علی بن اَفلَح اشتباه کنیم.تقریباً هیچ چیزی از زندگی جابربن اَفلَح نمی دانیم. زمان تقریبی زندگی او از اشاره موسی ابن میمون در کتابش دلالة الحائرین به دست می آید: «… ابن اَفلَح اشبیلی، که پسرش را ملاقات کردم…» (1) اشبیلی (سویلی) بودن او از نسبت «الاشبیلی» در کتابهایش و نیز از عبارت فوق از ابن میمون، معلوم می شود.
مهمترین اثر جابر تدوین مجددی است که از مجسطی بطلمیوس در 9 مقاله کرده است. عنوان آن در یک نسخه ی عربی (برلن 5653) اصلاح المجسطی است، ولی در مغرب زمین عنوان ثابتی ندارد. آلبرتوس کبیر در کتاب Speculum Astronomiae آن را (Flores گلها) نامیده که محتملاً باید کوتاه شده فلورس المگستی (گلهای مجسطی) باشد(2). به گفته ی مورخ معاصر وی، ابن قفطی(3)، موسی بن میمون و شاگردش یوسف بن عَقنین در این کتاب تجدید نظر کردند. چنان می نماید که این تجدید نظر در حدود 1185/581 صورت گرفته بوده است، و بنابراین تقریباً یقین حاصل می شود که گراردوی کرمونایی ترجمه ی خود را از روی متن تجدیدنظر ناشده فراهم آورده بوده است. اصلاح را یک بار موسی بن تِبّون در 1274/673 و بار دیگر برادرزاده اش یعقوب بن ماحِر از عربی به عبری ترجمه کرد، و این ترجمه اخیر در 1335/736 به توسط سموئل بن یهودا از مردم مارسی مورد تجدید نظر قرار گرفت.
جابر از تفاوتهای اساسی میان اصلاح و مجسطی در مقدمه ی کتاب خود چنین سخن گفته است: قضیه ی منلائوس در همه جا با قضیه ی مربوط به مثلثهای کروی جانشین شده، بدین نحو که تناسب میان چهار جزء جایگزین تناسب میان شش جزء شده است. از طرف دیگر جابر قضایای خود را همچون بطلمیوس به صورت مثالهای عددی معرفی نکرده است. تا اینجا تغییرات ظاهراً همان تغییراتی است که ابوالوفاء داده بود، ولی مثلثات کروی جابر به آن اندازه استادانه نیست. مثلثات او قضایای 12 تا 15 کتاب اول را فرا می گیرد، و پس از قضیه ای می آید که ملاکی برای اضلاع یک مثلث کروی می دهد که بزرگتر یا کوچکتر از یک ربع باشد (بدان سان که اضلاع را بتوان از روی سینوسهای آنها به دست آورد). با اصطلاحات کنونی این قضایا را می توان به صورت زیر خلاصه کرد:
قضیه 12: اگر همه ی خطها در شکل 1 قوسهای دوایر عظیمه باشد، آنگاه

sin AG: sin GE=sin AD: sin DZ
 sin AN: sin NP=

قضیه ی 13: در هر مثلث کروی ABG

قضیه ی 14: اگر در مثلث کروی ABG،B ̂ قائمه باشد، آنگاه:

قضیه ی 15: اگر در مثلت کروی ABG زاویه ی B قائمه باشد، آنگاه:
(ربع)
 قضایای 13 و 15 قضایایی است که بیشتر مورد استعمال دارد. به علت اختلاف در طرز استدلال، از انصاف به دور است که بگوییم جابر از ابوالوفا که -آثارش باقی مانده- مستقیماً رونویسی کرده است. ممکن است هر دوی ایشان قضایای اصلی خود را از رساله ی ثابت بن قره درباره ی ی قضیه ی منلائوس گرفته باشند، یا هر سه مدیون منبعی باشند که به نوبه ی خود وابسته به کتاب سوم اُکَرمنلائوس بوده است. جابر، به عنوان عالم مثلثات، تنها از آن جهت اهمیت دارد که کتابش به لاتین ترجمه شده بوده است، در صورتی که آثار کسان دیگر همچون ابوالوفا- که از لحاظ مثلثات همسنگ آثار جابر و بلکه بهتر از آن بوده- از ابن موهبت محروم مانده است.
جابر بر بطلمیوس درباره ی بعضی از موضوعات نجومی خرده گیری کرده و گاه این خرده گیری بسیار تند بوده است. «اشتباهات» بطلمیوس در مقدمه ی اصلاح فهرست شده است. مهمترین و مشخص ترین انحراف جابر از مجسطی در مورد زهره و عطارد است. بطلمیوس آنها را در زیر خورشید قرار می داد و مدعی آن بود که هرگز بر روی خط واصل میان چشم شخص ناظر و خورشید قرار نمی گیرند. جابر این نظر را رد کرد و عطارد و زهره را بالای خورشید قرار داد. کتاب اصلاح کار یک شخص نظریه پرداز است. اثباتها از هر گونه عدد تهی است و جدولی در کتاب دیده نمی شود ولی جابر اسبابی را شبیه زنبیل حمل ماهی وصف می کند و می گوید که جانشین همه ی آلات مجسطی است.
با آنکه بطروجی در قرن ششم /دوازدهم و نویسنده ی خلاصه مجسطی منسوب به ابن رشد از جابر نقل کرده اند، و با آنکه قطب الدین شیرازی در قرن هفتم / سیزدهم اصلاح را خلاصه کرده است، در مغرب زمین جابر را از طریق ترجمه ی گراردوی کرمونایی بیش از مشرق زمین می شناختند و از وی به عنوان شخص معتبری که بر بطلمیوس خرده گرفته نام می بردند. ولی تأثیر وی بر مثلثات مغرب زمین مهمتر بود. مثلاً ریچارد والینگفوردی (4) در کتاب البیون(5) خود و در کتاب دیگرش ده سکتوره (6) (شکل دیگری از کتاب الاربعه ی بطلمیوس) چندین بار از وی نقل قول کرده است. سیمون بردون(7) در شرح خود بر مجسطی مقادیر زیادی از جابر اقتباس کرده است؛ و جزئی از شرحی بر اصلاح موجود است که در آن قضایای جابر صورت کلیتری پیدا کرده است. ولی مهمترین تأثیر وی در کتاب درباره ی مثلث(8) تألیف رگیومونتانوس دیده می شود که در دهه ی 1460 میلادی تألیف شده و در 1533 به چاپ رسیده است؛ این کتاب مثلثات را به مغزب زمینیان به صورت علمی و منظم عرضه کرد. قسمت اصلی مقاله ی چهارم این اثر، بدون اینکه اشاره شده باشد، مأخوذ از جابر است؛ کاردانو این انتحال را سخت به باد نکوهش گرفت. در قرنهای دهم /شانزدهم و یازدهم /هفدهم هنوز از جابر نقل قول می کردند، که از جمله آثار سرهنری ساویل(9) و پدرو نونیز (10) را می توان ذکر کرد. مثلثات کروی کوپرنیکوس از همین نوع کلی است، ولی دلیلی نداریم که بگوییم مستقیماً آن را از اصلاح گرفته است. وی جابر را «بهتان زننده ی سخت نسبت به بطلمیوس» نامیده است.

پی نوشت ها :

1.بخش 2، فصل 9.ر.ک.
The Guide of the Perplexed, Schlomo Pines, trans. (Chicago, 1963), p. 268.
2. Erfurt, Wissenschaftliche Bibliothek, MS Q 223, fols. 106r – 106v.
و نسخ خطی دیگر. چاپ 1891 در این قسمت کمی مخدوش است.
3.تاریخ الحکماء، ویراسته ی لیپرت (لایپزیگ، 1903)، ص319، 393-392. تلخیصی است که محمد بن علی الزوزنی (1249/647) به عمل آورده است. اصل کتاب مفقود شده است.
4. Richard of Wallingford.
5. Albion.
6. De sectore.
7. Simon Bredon.
8. De triangulis.
9. Sir Henr Savile.
10. Pedro Nunez.

کتابشناسی:
الف) آثار اصلی.

نسخه های عربی موجود اصلاح المجسطی اینهاست:
Berlin 5653; Escorial 910 and 930; Paris. B. N. heb. 1102
(بخشی است از مقاله ی پنجم به عربی و به خط عبری). نسخه های خطی عبری ترجمه ی موسی بن تبون
(Bodelian Opp. Add. fol. 17 (Neubauer, 2011);
و ترجمه ی یعقوب بن ماحر به تنقیح سموأل بن یهودا
Paris, B. N. heb. 1014, 1024, 1025, 1036.
در آخر متن سموأل وضع و حال ترجمه را شرح می دهد. این بخش را رنان با ترجمه ی آزاد فرانسوی به چاپ رسانده است:
" Les ecrivains juifs francais" , in Historie Litteraire, 12(Paris, 1893), 560-563
روی هم رفته حدود 20 نسخه کامل لاتینی و 5 نسخه ی ناقص از آن وجود دارد. متن را Peter Apian همراه Instrumentum primi mobilis خود به چاپ رسانده است (نورمبرگ، 1534). در نسخه ی لاتینی وصف آلتی دیگر شبیه به این وجود دارد، اما نمودارهای اصلی باقی مانده اند. یعقوب بن ماحر هر دو دستگاه را توصیف می کند.
شرح رساله ی ثابت بن قره درباره ی قضیه ی منلائوس و (قسمتی از) شرح اکر منلائوس در یک جاست و فقط ترجمه ی عبری آن موجود است. نسخه های خطی آن عبارتند از:
Bodelian Hunt. 96(Neubauer 2008). fols. 40v-42v; and Bodelian Heb. d. 4. (Neubauer 2773), fols. 165r-177v. نسخه ی Berlin Q 747 (Steinschneider catalog no. 204 شامل بخشی از این متن است.
نام و نشان نسخه ی خطی شرح لاتینی مجهول المؤلف اصلاح چنین است:
Paris B. N. Lat. 7406 fols. 114 ra-132rb.
کتاب Patrvum Almagestum در شش مقاله، که فقط نسخه لاتینی اش موجود است، برخلاف تصوری که شده، بی شک از جابر نیست. رجوع کنید به کتاب لُرچ که مشخصاتش پس از این خواهد آمد، فصل 3، بخش 1.

ب) منابع فرعی.
ر.ک. به
H. Burger and K. Kuhl, "Zur Geschichte des Transverselensatzes des Ersatzheorems, der Regel vier Grossen und des Tangnetensatzes, "in Abhandlungen zur Geschichte der Natursissenschaften und der Medizin, 7 (1924)
که مقاله ای است اساسی بر پایه ی چاپ Axel Bjornbo از رساله ی ثابت بن قره درباره ی قضیه ی منلائوس.
J. B. J. Delambre, Histoire de I'astronomie du moyen age (Paris, 1819; repr. 1965), esp. pp. 179-185,
دلامبر با جابر بسیار مخالف است؛ و
R. P. Lorch, "Jabir ibn Aflah and His Influence in the West" (Manchester, 1970),
که یک رساله ی دکتری است و بیشتر به مثلثات کروی پرداخته است.
برای ارجاعات بیشتر، ر.ک.
G. Sarton, Introduction to the History of Science, II(Washington D. C., 1931), 206.

منبع مقاله :
گیلسپی، چارلز کولستون؛ (1389)، زندگینامه‌ی علمی دانشمندان اسلامی (جلد نخست)، ترجمه‌ی جمعی از مترجمان، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ چهارم