یکی از اتهاماتی که امروز بر علیه سرمایه داران یهودی بسیار مطرح می شود این است که آنها هنوز هم به این حوزه ی وسیع سرمایه گذاری توجه دارند. در واقع در همه ی انتقاداتی که راجع به یهود به عنوان یک سوداگر شنیده می شود، حرف های کمی هم علیه او به عنوان تاجر منفردی که به مشتریان منحصر به فردی خدمت رسانی می کند، وجود دارد. هزاران تاجر کوچک یهودی هستند که به خاطر تجارتشان بسیار مورد احترام هستند دقیقاً همانند ده ها هزار خانواده ی یهودی که به عنوان همسایگان ما مورد احترام هستند. انتقاد، تا حدی که به سرمایه داران مهم تر احترام می گذارد، هرگز نژادی نیست. متأسفانه با این حقیقت محض که هنگامی که به ردیابی زنجیره ی سرمایه بین المللی در سرتاسر دنیا می پردازیم، در هر حلقه ی زنجیر، یک سرمایه دار یهودی، یک خانواده ی مالی یهودی یا یک سیستم بانکی تحت کنترل یهود آشکار می شود، عنصر نژاد ( که به راحتی در سوء تعبیرها خودش را به صورت تعصب نژادی بروز می دهد) به سؤال تزریق می شود. بسیاری ادعا کرده اند که در این امر سازمانی هوشمند از توان یهود برای کنترل غیر یهود را می بینند، این در حالی است که دیگران این امر را به همفکری نژادی یهودی، به استمرار کسب و کار خانوادگی که به نسل های بعد به ارث می رسد و به رشد شاخه های مجاور نسبت می دهند. در گفته های کتاب مقدس قدیمی، اسرائیل همچون رشد درخت انگور رشد می کند، همیشه شاخه های جدید سر بر می آورند و ریشه های قدیمی بیشتر در عمق خاک فرو می روند ولی همیشه بخشی از همان یک درخت انگور هستند.
میل ذات یهود برای معامله با دولت ها را نیز شاید بتوان در سال های آزار و اذیت یهود ریشه یابی کرد. یهود خیلی زود به قدرت طلا در معامله با سربازان مزدور دشمن پی برد. هر جا که یهود می رفت حس انزجار تحریک شده ی مردم دیگر همانند یک بلا او را تعقیب می کرد. یهود، به عنوان یک نژاد، هرگز محبوب و توده پسند نبود. حتی دو آتشه ترین یهودی نیز چنین چیزی را انکار نخواهد کرد و ممکن است آن را به نوعی توجیه کند. البته اشخاص، محبوب بوده اند. بسیاری از جنبه های ماهیت یهود، هنگامی که شناخته شوند، بسیار دوست داشتنی هستند، اما علیرغم این، یکی از بارهایی که یهود به عنوان یک نژاد باید به دوش می کشیده است، این بار عدم محبوبیت نژادی است. حتی در دوران کنونی، در کشورهای متمدن، در شرایطی که مطلقاً آزار و اذیت را غیر ممکن می سازد، این عدم محبوبیت وجود دارد. علاوه بر این، آن طور که تاکنون به نظر آمده است یهود تلاشی برای ترویج دوستی با توده های مردم غیر یهودی نکرده است، شاید به این دلیل که در انجام این کار شکست هایی را تجربه کرده است اما به احتمال زیاد به دلیل عقیده دینی ذاتی او مبنی بر متعلق بودن به نژادی برتر است. دلیل واقعی هر چه که باشد، یهود همیشه وابستگی خود را بر ایجاد رفاقت با پادشاهان و نجیب زادگان قرار داده است. وقتی که مردم در برابر یهود دندان هایشان را به هم می فشردند، و مادامی که پاداشاه و دربار دوستان او بودند، چه چیزی از یهود مراقبت می کرد؟ قضیه به این قرار بود که همیشه، حتی در شدیدترین زمان های سخت، یک یهود درباری وجود داشت که با پولی که به او قرض داده شده بود، خریداری شده بود و با فشار ناشی از بدهی راهی برای ورود به اتاق پادشاه بود. سیاست یهودیان همیشه" رفتن به قرارگاه فرماندهی" بوده است. آنها هرگز برای خرسند کردن مردم روس تلاش نکردند اما برای کمک گرفتن دربار روس ها تلاش بسیار زیادی کردند. آنها هرگز تلاش نکردند که مردم آلمان را خشنود کنند، اما در نفوذ به دربار آلمان ها موفق بودند. در انگلیس آنها در میان واکنش های صریح ضد یهودی توده مردم بریتانیا شانه هایشان را بالا انداختند، چه چیز از آنها حفاظت کرد؟ آیا آنها نبض خزانه ی بریتانیا را در دست نداشتند.
از طریق این توانایی آنها یعنی" رفتن به مرکز فرماندهی"، این امکان وجود داشت که آنها از دژهای نظامی که در دولت ها و ملل مختلف رفته بودند، گزارشی ارائه کنند. علاوه بر این قابلیت، البته، قابلیت فراهم کردن آن چه دولت ها می خواستند، نیز بود. اگر دولتی وام نیاز داشت، یهود داخل دربار، می توانست از طریق یهودیان مستقر در دیگر مراکز مالی و پایتخت های سیاسی، ترتیب آن را بدهد. اگر دولتی می خواست به دولتی دیگر قرض دهد، بدون آن که کاروانی از قاطران حامل فلزات گرانبها را در کشوری که تحت سلطه راهزنان است، به خطر بیاندازد، آن یهودی درباری ترتیب این کار را هم می داد. او تکه کاغذی را انتقال می داد. و قرض توسط بانک مستقر در آن پایتخت خارجی پرداخت می شد. اولین باری یک ارتش به روش غذاخوری های نوین پادگان، غذا داده شد، توسط یک یهودی بود. آن یهودی سرمایه و سیستم (مورد نظر) را داشت، علاوه بر این از این که ملتی، مشتری او هستند، خوشحال بود.
و این تمایل، که در قرن های طاقت فرسا به این نژاد (یهود) خدمت کرده است، هیچ علامتی از فروکش کردن از خود نشان نمی دهد. قطعاً، با نگاه به این که نژادی که از لحاظ عددی چندان به چشم نمی آید، تا چه اندازه توانسته بر دولت های امروز جهان تأثیر بگذارد، می توان یهود را که به این ناهمخوانی بین تعداد افرادش و قدرتشان می اندیشید، بخشید اگر در این ماجرا مدرکی برای برتری نژاد خود می بیند. شاید این هم گفته شود که قدرت خلاقیت یهود در ابزارهای تجارت تا زمان حال ادامه دارد. علاوه بر این که یهود قدرت تطبیق با شرایط متغیر را دارد. این اعتقاد وجود دارد که یهود اولین تأسیس کننده شعب سیستم مقننه در کشورهای خارجی به منظور داشتن نمایندگی مسئول از طرف وزارت کشور بریتانیا احتمالاً به منظور شکار آنی منفعت ناشی از هرگونه فرصت، بوده است. در طول جنگ جهانی دوم، در مورد " نفوذ مسالمت آمیزی " که دولت آلمانها در ایالات متحده با تأسیس شعب اداری و کارخانه ای مؤسسات بازرگانی آلمانی در اینجا [امریکا] داشتند، بسیار گفته می شد. این حقیقت که شعب مؤسسات بازرگانی آلمانی زیادی در این جا وجود داشتند غیر قابل تردید است.
اما این را هم باید بدانیم که آنها مؤسسات اقتصادی آلمانی نبودند بلکه مؤسسات اقتصادی یهودی بودند. مؤسسات بازرگانی قدیمی آلمانی بسیار محافظه کارتر از آنی بودند که با قانون "تعقیب به دنبال مشتری به ایالات متحده بیایند، ولی مؤسسات یهودی این گونه نبودند و مستقیماً به آمریکا آمدند. در موقع خود، رقابت مؤسسات آلمانی سنتی بیشتری را مجبور کرد که از این شیوه پیروی کنند. اما این ایده در اصل ایده ای یهودی بود نه آلمانی.
شیوه تجاری مدرن دیگری که منشأ آن را به سرمایه داران یهودی نسبت می دهند این است که صنایع مرتبط با یک دیگر تجمیع شوند. به عنوان مثال: اگر یک شرکت تولید برق خریداری شود، پس از آن یک شرکت خطوط تراموا که برق مصرف می کند نیز خریداری شود. یک هدف از این کار به دست آوردن کل سودی که در امتداد این خط به دست می آید، است، از منبع قدرت تا سود حاصل سوار کردن مسافر در تراموا. اما شاید هدف کلی این باشد که با کنترل کارخانه برق می توان قیمت جریان برق تحویلی به شرکت تراموا را افزایش داد و با کنترل شرکت تراموا قیمت یک سواری را برای عموم افزایش داد، بنابراین کنترل گران از سودی بالاتری در طول کل این پروسه برخوردار می شوند. بخش تجارت فوراً در کنار مصرف کننده نهایی توضیح می دهد که هزینه های مصرف کننده افزایش یافته است. اما توضیح نمی دهد که هزینه توسط مالکان [شرکت ها] افزایش یافته است. نه توسط شرکت های خارج از گردونه ای که به علت فشارهای اقتصادی مجبور به انجام چنین کاری شده اند.
ظاهراً در دنیای امروز یک نیروی مرکزی مالی وجود دارد که دارد با دنیا برای میز قمارش و کنترل جهانی قمارهایش یک بازی بزرگ و به دقت سازماندهی شده انجام می دهد مردم در کشورهای توسعه یافته همه ی اعتقادشان را به این تعبیر که "شرایط اقتصادی" مسئول همه ی تغییراتی است که رخ می دهند، از دست داده اند. تحت پوشش"قانون اقتصادی" پدیده های بسیار زیادی گزارش شده است که معلول هیچ قانونی جز قانون آرزوی بشر خودخواه نبوده است. این قانون توسط چند مرد که دارای قصر و قدرت به کارگیری ملت ها در مقیاس بزرگ به عنوان برده هایشان را داشتند به کار گرفته شد.
هر چیز دیگری که ممکن است ملی باشد، امروزه هیچ کس اعتقاد ندارد که مدیریت پول ملی است. مدیریت پول بین المللی است. هیچ کس امروزه اعتقاد ندارد که مدیریت بین المللی پول، به طریقی رقابتی است. تعدادی سیستم بانکداری مستقل وجود دارد اما از آنها تعداد انگشت شماری هستند که مستقل و قوی هستند.
منبع :
کتاب یهود بین الملل نوشته هنری
The International Jew By Aenrg Ford