دکتر فريدون ضرغام روانپزشک
 

آدمي بايد در پنج خصلت با کودکان شرکت داشته باشد: يکي آنکه غم روزي نخورد، ديگر چون بيمار شود از عذاب ننالد وگله نکند- و آنکه هر طعامي داشته باشند با يکديگر خورند وچون با يکديگر نزاع کنند در دل نگاه ندارند- و زود آشتي کنند- واز اندک چيزي نترسند و با رقت باشند- وبا اندک چيزي راضي وخشنود گردند.
«بزرگمهر»
آنکه اشکهاي يک کودک را نخشکاند خواهد گريست.
«مثل آفريقايي»
کودکان بالطبع مايلند مانند پدر ومادر خود باشند وهر کاري که آنها بکنند انجام دهند.
«کويت ويليام»
اگر مي خواهيد بدانيد دختر پس از ازدواج با شما چگونه رفتار خواهد کرد، کافي است به صحبت او وبرادر کوچکش گوش کنيد.
«سام آلئون»
اگر به بچه کمي محبت نشان دهيد، وي صد چندان به شما مهر خواهد ورزيد.
«جان راسکين»
امروز خرج سرگرم کردن يک بچه، بيشتر از آنچه براي تربيت و بزرگ شدن پدرش شده است تمام مي شود.
«هربرت پروشانو»
با کودکان بايد نرمي و درشتي را با هم به کار ببريم، نبايد چنان باشيم که پيوسته به راهي که خود مي خواهند بروند ونه اينکه هميشه مانع آن شويم که از راهي که مي خواهند بروند، اگر از ايجاد دردسر براي خود و ملامت کردن آنان چشم نپوشيم در آن هنگام که بزرگ شوند مايه دردسر خواهند شد وبه زحمت مي توانند آنها را به چنگ آورند.
«پرچون»
بهترين دوره زندگي ما روزگار کودکي است و هنگامي که از آن گذشتيم وارد بدترين مراحل حيات مي شويم.
«هوک»
پدران ومادران دوره اول زندگي بچه شان را صرف آموختن راه رفتن و صحبت کردن آنها مي کنند وبقيه دوران کودکي کارشان اين است که آنها را بنشانند وساکتشان کنند.
«رابرت تانر»
خطاهاي کودکان برگردن پدر ومادر است
«مثل آفريقايي»
در هر بچه يک معماي حيرت بخش نهان است.
«توبان»
فرزند به مثل انگشت ششم است که ببرندش رنج دارد و اگر نگاهش دارند زشت نمايد.
«نوذر شهريار»
قبل از آنکه کودک را کتک بزنيد يقين پيدا کرده باشيد که خود سبب خطاي او نبوده ايد.
«اوستين اومالي»
کاش حيوان ويا کودک بودم که آينده را نمي ديدم وياد نمي کردم و فقط به حال توجه داشتم وخودش بودم.
«لابرويد»
کودکان ياد گذشته را نمي کنند و به فکر آينده هم نيستند دم را غنيمت شمرده آنرا به خوبي طي مي کنند ، دربين سالمندان بسيار معدوداند افرادي که اين چنين رفتار مي کنند.
«لابرويد»
کودکان عموما بيکاري را دوست ندارند بنابراين تمام توجه شما بايد معطوف به اين باشد که اين خصلت با شعله دوستي ايشان در چيزي صرف شود که به سود ايشان باشد.
«لاک»
کودکان به نمونه و سرمشق بيش از انتقاد نيازمندند.
«ژوبر»
کودک بي پدر چون خيمه اي بي سقف است.
«مثل آفريقايي»
نفريني که از قلب خاموش کودکي بر مي خيزدکارگر از خشم نيرومندترين مردانست.
«ا – ب بوارينگ»
نگذاريد بچه ها گريه کنند زيرا باران غنچه را ضايع مي کند.
«ژان پول»
نمي توانيد به کودکي بياموزيد که از خود مواظبت کند مگر آنکه او را آزاد بگذاريد تا براي مواظبت از خود بکوشد ممکن است اشتباه بکند ولي دانايي وي از ميان همين اشتباهات به دست مي آيد.
«هوچير»
هيچ چيز مثل، بدبختي کودکان را ساکت نمي کند.
«ويکتورهوگو»
هيچ رنجي بالاتر از رنج کودکي نيست که براي اولين بار طعم ظلم وقساوت را چشيده باشد.
«رومن رولان»
منبع:فصلنامه بهداشت روان 32 پاييز 89