بررسي تئوري هاي همسرگزيني در کفويت اجتماعي و فرهنگي
 

مي گويند «نظام زندگي، نظام باورهاست»؛ انسان ها بر اساس باورهاي شان عمل مي کنند، ما همانيم که باور داريم، زن و شوهر هماهنگ در باورها مي توانند بال همديگر باشند و در کشاکش مسايل زندگي يکپارچه و به سمت مسير واحدي سير نمايند. دقت کنيم زن و شوهر «بال» يکديگرند نه «وبال»، «هم سرّ» يکديگرند.
«بال»، وبال، هم سرّ و همسر و مواردي از اين دست که در کفويت خلاصه مي شود. کفويت، همان دلايلي که فرد به خاطر آنها ازدواج مي کند ولي همان دلايل مي تواند ازدواج را با چالش ها و تضادهاي قابل توجهي روياروي کند. کفويت هماني که ناهماهنگي و ناهمگوني در ملاک هاي انتخاب همسر، زن و شوهر را به مقصد نهايي نمي رساند.
اما زندگي مشترک يک پديده مرکب است که اجزاي اصلي آن «زن و مرد» مي باشند و هر قدر بين اين دو عنصر هماهنگي،همفکري،تناسب وسنخيت روحي ،اخلاقي وجسمي بيشتري باشد اين ترکيب استوار ،محکم تر وشيرين تر خواهد بود وهر چه اين تناسب وهماهنگي کمتر باشد زندگي تلختر مي شود.
به اعتقاد کارشناسان علت عمده بيشتر ناهنجاري ها و آشوب زدگي هاي زندگي عدم تناسب و هماهنگي بين زن و شوهر است. دو انساني که در کنار هم قرار مي گيرند و مي خواهند يک عمر با هم زندگي کنند، در همه امور شريک باشند و تصميمات مشترک بگيرند بايد هم سنخ و هم کفو باشند. البته پرواضح است که اين هم سنخي و کفويت به معناي تناسب صد در صد نيست زيرا هر انساني داراي مغز، روح، اخلاق و محيط خانواده مخصوص به خود است و با ديگري فرق و فاصله دارد. اما آنچه مد نظر مي باشد اين است که اين فاصله بين دو همسر بايد کمتر و آنها نسبت به يکديگر نزديکتر باشند.
ممکن است دختر و پسري؛ در زمان خواستگاري و ازدواج، همتا و مناسب هم باشند و ناهماهنگي هاي قابل توجهي ميانشان به چشم نخورد؛ اما در آينده و پس از گذشت چند سال از ازدواج، تغيير و تحولاتي در زندگي شان پيش بيايد و در نتيجه ناهماهنگي پيدا شود و مشکل آفرين گردد؛ دراين موارد چه بايد کرد؟
ازدواج معمولا اصلي ترين زمينه اي است که عملکرد و اثر صميميت و روابط اجتماعي رشد يافته در آن متجلي مي شود.
براي اکثر بزرگسالاني شادماني در زندگي، بيشتر به ازدواجي موفق و ارتباط زناشويي توام با رضايت وابسته است تا ساير جنبه هاي زندگي؛ اما جست و جوي اين رضايت به خاطر معيارهاي شخصي، خانوادگي و حتي اجتماعي فرد مرتبط است و به گونه اي متفاوت وي را وادار به ازدواج و داشتن انتظارات متفاوت از شريک زندگي خود مي کند و باز هم به اعتقاد کارشناسان آنچه به عنوان مهمترين عامل تشکيل خانواده شناخته شده است عشق است آن هم به معناي اوج صميميت، به عنوان محرکي قدرتمند براي زوج ها که يارو ياور هم باشند، خوشبخت شوند و تشکيل خانواده بدهند.
علاوه بر موارد مذکور ممکن است انگيزه هاي شناخته شده و گاهي ناهوشيار نيز مثل ميل به کمک و يا رفع نقص اقتصادي، اجتماعي و شخصي موجب ازدواج گردند.
در متون اسلامي نيز مهمترين هدف و فايده ازدواج را تکميل دين، خود سازي، کسب آرامش و سکون، رضايت، جلوگيري از فساد و تباهي، بقاي نسل و ايجاد حسنات جاريه ذکر کرده اند. ازدواج به مفهوم تشکيل کانون متشکل از دو موجود بيولوژيک و صاحب انديشه، سلايق و صفات شخصي است که به طور قطع تفاوت در هر يک از اين مقوله ها مي تواند به بروز مشکلات و عدم رضايت زناشويي منجر شود؛ با اين که در قرارداد ازدواج از زبان زن و شوهر گفته مي شود که «با هم خواهيم بود تا مرگ ما را از هم جدا کند» اما نرخ بالاي طلاق در طي دهه هاي اخير خلاف اين امر را نشان مي دهد؛ چرا که هزاران زن و شوهر به جايي مي رسند که نمي توانند تا ابد به جاي جدايي و طلاق با مشکلات
ازدواج کنار بيايند. آمار منتشره از سال (86)مويد اين واقعيت است به طوري که نسبت طلاق به ازدواج در استان تهران در سال (86) با رقم (21/9)درصد رتبه اول طلاق در کشور را دارا بوده است واستان اصفهان در اين سال در جايگاه هشتم قرار داشته که اين رقم نسبت به مقايسه آن با سال (82)که اين استان در مقام دوم بوده است رقم خوبي را نشان مي دهد و شاهد کاهش طلاق در اين استان بوده ايم.
طبق آخرين آمار سازمان ثبت احوال کشور دوهزار و (527)واقعه طلاق در شهريورماه امسال ثبت شده است، که اين واقعه با شش درصد کاهش نسبت به مرداد ماه روبرو بوده است. همچنين اين سازمان از کاهش (14)درصدي ازدواج در شهريور ماه نسبت به ماه قبل از آن خبر داده که در مرداد ماه (13)هزار و (622)واقعه ازدواج در دفاتر رسمي ثبت شده است و اين رقم در شهريور ماه به (11)هزار و (526)واقعه رسيده است.
اما از مولفه هاي فرهنگي، آداب و رسوم، ارزش ها نيز نبايد غافل بود همان طور که گفته شد تمامي اين مولفه ها در زمان ازدواج افراد در قالب کفويت تعريف مي شود.
نکته قابل توجه اين که هر کوششي براي توضيه طلاق و ناسازگاري زناشويي بايستي ماهيت ازدواج را به عنوان يک سازمان در درون زمينه اجتماعي. فرهنگي مد نظر قرار دهد. وايت در اين باره مي گويد: «ما نه تنها بايستي به اين سوال پاسخ دهيم که چرا احتمال شکست و طلاق در بعضي از ازدواج ها وجود دارد بلکه نياز به بررسي تغييرات سازمان هاي اجتماعي داريم که تجارب فرد را ساختار مي بخشند.»
تفاهم و توافق فرهنگي ميان دو همسر در زندگي مشترک نقش اساسي دارد.
براي ايجاد يک زندگي پويا و پربار افراد بايد بتوانند يکديگر را درک نموده و مکنونات و محتويات دروني خود را به هم تفهيم کنند و در بسياري از مسايل تصميم مشترک و يکسان گرفته و بر مبناي آن عمل نمايند. ازدواج کساني که سنخيت اجتماعي و روحي ندارند براي هر دو زيان آو راست و نمي توان هيچ کدام را مقصر دانست زيرا هر کدام داراي روحيه و تربيت و اهداف مخصوص بوده و خوشبختي، سعادت و وظيفه را همان مي دانسته که عمل مي کرده است و نمي توانسته موقعيت ديگري را درک کند.
اما آنچه مسلم است اين است که هر دوي آنها يک تقصير يا اشتباه داشته اند و آن اين که؛ از اول نمي بايست با هم ازدواج مي کردند چنان که آمده است «همانا زن گردنبند است، پس بنگر که چه طوقي به گردن مي افکني» (1)
اما بيان اين نکته ضروري به نظر مي رسد که ممکن است دختر و پسري؛ در زمان خواستگاري و ازدواج، همتا و مناسب هم باشند و ناهماهنگي قابل توجهي ميانشان به چشم نخورد؛ اما در آينده و پس از گذشت چند سال از ازدواج، تغيير و تحولاتي در زندگي شان پيش بيايد و در نيتجه ناهماهنگي پيدا شود و مشکل آفرين گردد؛ در اين موارد چه بايد کرد؟ و چگونه مي توان از ناهماهنگي هاي آينده جلوگيري کرد؟ در جواب به اين سوال بايد گفت: تغيير و تحولاتي که در افراد و زندگي ها پيش مي آيد دو گونه است؛ مورد اول تغيير و تحولات غير قابل پيش بيني است.
بعضي مواقع دگرگوني هايي در زندگي افراد پيش مي آيد که انسان هر چه هم دورانديش و آينده نگر باشد باز قادر به پيش بيني آنها نيست، اين گونه پيشامدها هر کدام عکس العمل و برخورد و تصميم خاص خود را دارد و راه حل هايي مناسب را مي طلبد. اما در مورد دوم؛ انسان با تفکر، مطالعه و مشورت با افراد آگاه و با توجه و تامل در استعدادها و اهداف خود مي تواند بسياري از مسائل و رويدادها را پيش بيني کند. در واقع از بررسي وضعيت خانواده و رفتار و اخلاق افراد مي توان تا حد زيادي آينده شان را پيش بيني کرد.
واضح است مرد و زن مسلمان با داشتن ايمان، تقوا، عفت، پاکدامني، حسن خلق، سلامت و… هم کفو يکديگرند؛ گرچه يکي عرب و ديگري عجم، يکي شهري و ديگري روستايي باشد. آنچه مسلم است اين است که پيچيده شدن انسان ها، جوامع، بالارفتن سطح زندگي و توقعات و مشکلات پيش آمده براي خانواده ها و زوجين و تجربه هاي پژوهشگران در دادگاه هاي خانواده و دفاتر مشاوره همگي حکايت از اهميت و دقت در امر ازدواج دارد.

پي نوشت ها :
 

1-اشاره به حديث امام صادق (ع) پيرامون دقت در انتخاب: ر،ک؛ معاني الاخبار، ج(1)ص (144)
2-ر،ک؛ مظاهري، علي اکبر؛ جوانان و انتخاب همسر
3-ر،ک؛ حسين زاده، اکرم؛ تقي زاده، محمد احسان؛ وصال مهرورزان
4-ر،ک؛ ميرمحمد صادقي، مهدي؛ درباره ازدواج
5-ر،ک؛ سعيد، صادقي؛ پايان نامه کارشناسي ارشد بررسي عوامل شخصيتي موثر در سازگاري زناشويي انستيتو روانپزشکي تهران
 

منبع:عطر سيب شماره اول