رنگ‌ها بخش مهمی از زندگی روزمره‌ی ما را تشکیل می‌دهند. بدون رنگ، زندگی‌مان خسته‌کننده و کسالت‌آور می‌شد. آیا تا به حال خواسته‌اید که حقایق اساسی و نهفته‌ای را در مورد رنگ‌ها بدانید. بسیار خوب، پس اجازه بدهید در این سفر رنگارنگ شما را راهنمایی کنیم و نمودار طیف رنگی را برای شما توضیح دهیم تا تردید‌هایتان برطرف شوند.

تصور کنید که تمام جهان سیاه و سفید بود یا اگر فیلم سینمایی "شهر خوشایند" را دیده‌اید طرح اصلی آن را به خاطر آورید. تنها اگر جهانی عاری از رنگ را تصور کنید که تا چه میزان خشک و سرد است، به اهمیت رنگ در زندگی پی خواهید برد.

وقتی شما به کسی که ضعیف و بیمار است می‌گویید رنگش زرد شده است، یا هنگامی که کاری اشتباه از شما سر می زند از خجالت سرخ می‌شوید، یا زمانی که به کسی که استعداد و قدرت فوق العاده‌ای در پروراندن گیاهان و باغبانی داشته باشد اصطلاحاً می‌گویید دستش سبز است، در تمام این موارد رنگ‌ها تبدیل به زبانی می شوند که ما از آن طریق به بیان خود می‌پردازیم. جای تعجب نیست که همواره از رنگین‌کمان به عنوان یکی از جنبه‌های زیبای طبیعت یاد می‌شود. رنگ‌ها زمانی به وجود می‌آیند که نور بر اشیاء مختلف می‌تابد و طول موج‌های مختلف را منعکس یا پراکنده می‌کند. آن چه ما به عنوان رنگ می‌بینیم در حقیقت همین طول موج‌های منعکس شده هستند.

طیف رنگ‌ها

رنگ‌های طیفی به طور کلی توسط نور تک رنگ (نور مرئی از یک طول موج منفرد) تولید می‌شوند. طیف، پیوسته به نظر می‌رسد. بنا بر این، هیچ مرز مشخصی بین رنگ‌ها وجود ندارد. با این حال، محدوده‌ی تقریبی طول موج و فرکانس را می‌توان برای تعیین تفاوت مورد استفاده قرار داد. رنگ‌هایی که به طور بارزتری آشکار می‌شوند، بنفش، آبی، سبز، زرد، نارنجی و قرمز هستند. در حقیقت هفت رنگ به علاوه‌ی رنگ نیلی که میان دو رنگ آبی و بنفش قرار دارد، در طیف رنگی وجود دارند.کسی که به این نتایج دست یافت نیوتن بود. او آزمایشی موفقیت آمیز را به انجام رساند که در آن یک پرتو از نور تک رنگ را با تاباندن آن به یک منشور شیشه‌ای با زاویه‌ای خاص، منتشر کرد تا رنگ‌های طیفی آن نمایش داده شوند. با این حال، فرکانس رنگ نیلی را نمی‌توان با چشم طبیعی انسان تشخیص و تمیز داد. البته برخی اشخاص تیز بین از این مسئله مستثنی هستند. از این رو، پیشنهاد شده است که نیلی از نمودار طیفی حذف شود و سایه‌ای از رنگ آبی و یا بنفش در نظر گرفته شود.
سر آیزاک نیوتن در آزمایش‌های خود، مشاهده کرد که هنگامی که پرتو نور تک رنگ بر منشور تابیده می‌شود، بخشی از نور منعکس می‌شود در حالی که بخشی از آن از طریق منشور عبور می‌کند و گروهی از رنگ‌های طیفی از این طریق ظاهر می‌شوند. از این رو نیوتن بر این باور بود که نور از ذرات رنگ‌های مختلف ساخته شده است و این ذرات با سرعت‌های مختلف در محیط‌های متفاوت حرکت می‌کنند؛ نور سرخ سریع‌تر از نور بنفش در محیط‌ شیشه‌ای حرکت می‌کند.
طیف مرئی یا طیف رنگی زیر مجموعه‌ای از طیف الکترو مغناطیسی است. طیف الکترو مغناطیسی محدوده‌ی وسیعی از فرکانس‌های امواج مختلف انرژی مانند پرتوهای گاما، اشعه‌ی X، اشعه‌ی ماوراء بنفش، نور مرئی، امواج مادون قرمز، مایکرو ویو و امواج رادیویی است. فرکانس نور مرئی بین فرکانس اشعه‌ی ماوراء بنفش و امواج مادون قرمز قرار دارد

محدوده‌ی طول موج رنگ نیلی درحدود 425 – 450 نانو متر و فرکانس 670 – 700 THz است. در نمودار طیف رنگی فوق، رنگ نیلی زیر مجموعه‌ای از رنگ بنفش در نظر گرفته شده است. با توجه به محدوده‌ی پایینِ این رنگ متوجه می‌شویم که چرا تشخیص آن در باند طیفی دشوار است. از آن جایی که رنگ نیلی از نظر علمی به عنوان یک رنگ جداگانه به رسمیت شناخته نمی‌شود، هر موج با طول موجی کمتر از450 نانو متر، بنفش در نظر گرفته می شود، در حالی که خاکستری، سفید، و سیاه و سفید را رنگ‌های غیر طیفی در نظر می‌گیرند. درحقیقت سیاه اصلا یک رنگ نیست، بلکه تنها عدم وجود رنگ سفید است. همان طور که زمانی که نور وجود دارد (به عنوان سرچشمه‌ی رنگ‌ها) رنگ ها را تولید می‌کند، فقدان نور نیز به سیاهی منتهی می‌شود. از سوی دیگر، سفید ترکیبی از تمام رنگ‌های موجود در طیف مرئی است.
گر چه تعداد نا محدودی سایه رنگ و رنگ وجود دارد، هر کدام از ما به یک رنگ علاقه‌ی بسیار داریم و با آن بیش از بقیه ارتباط برقرار می‌کنیم. نیازی به گفتن نیست که این رنگ‌ها نقش مهمی در زندگی ما ایفا می‌کنند و بر ادراک و رفتار ما عمیقاً تأثیر می‌گذارند.