نگرانی های جدید

در اواخر جنگ جهانی دوم، با انفجار بمب هسته ای در هیروشیما، فصل جدیدی در صحنه نبرد و برخوردهای نظامی و روابط نظامی کشورها و نیز فصل نوینی در روابط دولت ها و در عین حال، مرحله جدیدی در تحولات دنیای علم و دانش و تکنولوژی آغاز شد.(1)(2)
بی تردید بعد از این سرفصل جدید، نگرانی های تازه ای نیز برای همه به وجود آمد. قبلاً این گونه فکر می شد که ما در قرن بیستم در قرن علم و دانش، تمدن و فرهنگ قرار گرفته ایم، بنابراین چون بشر دیروز دارای تمدن و فرهنگ بالایی نبود، برای حصول به اهداف خود به قدرت نظامی توسل می جست، اما در دوران شکوفایی تمدن و فرهنگ، دورانی که انسان ها به رشد و تعالی فرهنگی رسیده اند؛ دیگر سلاح حاکم نخواهد بود و این مصرع که«در نظام طبیعت ضعیف پایمال است» دیگر در قرن بیستم مصداقی نخواهد داشت. اما متأسفانه ما شاهد دو جنگ ویرانگر بین المللی در همین قرن بودیم و آثار و تبعات سوء این جنگ ها هنوز باقی است.
البته امروز این بحث مطرح است که در مقطع حاضر کدام یک از مؤلفه های قدرت، مهم تر است؟ و حرف اول را چه قدرتی می زند؟ اگر ما قدرت ملی را بر مبنای همان تقسیم بندی کلاسیک، به قدرت نظامی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی تقسیم کنیم، کدام یک از این قدرت های چهارگانه که مؤلفه های قدرت ملی هستند، حرف اول را می زند؟ شاید جنگ های اول و دوم جهانی این واقعیت تلخ را نمایان کرده باشند که هنوز هم همانند قرون گذشته، در جنگ ها، قدرت نظامی مهم است و هر آن کس که قدرت و توان نظامی بیشتر دارد، پیروز خواهد بود. متأسفانه علم«حقوق» هم معمولاً مُبین و توجیه کننده اراده و اهداف قدرت حاکم است و نه چیز دیگر. علم «سیاست»هم معمولاً برای زیور و زینت و زیباسازی چهره قدرت حاکم است. هر کس قدرت نظامی بیشتری در اختیار دارد، همه قدرت های دیگر را نیز کم و بیش به همراه خواهد داشت.(3)

نقش قدرت فرهنگی

امروز تردیدهایی در این زمینه وجود دارد که چه قدرتی در جهان امروز، قدرت اول است؟ شاید یک چهره انقلاب اسلامی ایران که حکایت از برخورد قدرت فرهنگی با قدرت نظامی داشت، این حقیقت را به اثبات برساند که در جنگ بین قدرت فرهنگی و قدرت نظامی، قدرت فرهنگی می تواند بر قدرت نظامی پیروز شود. تعبیر زیبای امام راحل(ره)، پیروزی خون بر شمشیر بود. خون یعنی ایثار، فداکاری، مقاومت؛ خون یعنی اراده یک ملت، ‌و بالاخره خون یعنی قدرت فرهنگی. شمشیر هم یعنی سلاح و قدرت نظامی. آن روز که امام می فرمود:« خون بر شمشیر پیروز است»(4)، یعنی حدود دو ماه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، برای بسیاری از افراد باورکردنی نبود که قدرت فرهنگی در جنگ با قدرت نظامی می تواند پیروز شود. وقتی خبرنگارها از امام سؤال کردند که اگر نیاز به اسلحه داشتید، از چه کشوری اسلحه می گیرید؟ امام پاسخ داد ما نیازی به اسلحه نداریم. مردم ما با مشت گره کرده پیروز می شوند. وقتی خبرنگار در پاریس اصرار می کرد که اگر نیاز به اسلحه پیدا کردید، از کجا تأمین می کنید آیا شما از لیبی اسلحه می گیرید؟ امام فرمود:«من گفتم که ما نیازی به اسلحه نداریم. ولی اگر روزی نیاز به اسلحه داشته باشیم، از انبارهای اسلحه شاه استفاده خواهیم کرد». پیام انقلاب اسلامی ایران این بود که قدرت نظامی همواره و همه جا حرف اول را نمی زند و در مواردی قدرت فرهنگی می تواند بر قدرت نظامی پیروز گردد.

ارتباط تنگاتنگ مؤلفه های قدرت ملی

آنچه در شوروی به وقوع پیوست و منجر به فروپاشی ابرقدرت شرق شد که آن را پایان جنگ سرد و فروریختن دیوار برلین و فروپاشی مارکسیسم می دانیم، واقعیتی را برای ما تبیین می کند که در مبارزه قدرت اقتصادی(به مفهوم اعم کلمه) با قدرت نظامی، این قدرت اقتصادی است که حرف اول را می زند و قدرت نظامی را دچار شکست می سازد. شوروی از لحاظ اسلحه و قدرت نظامی دست کمی از دیگران نداشت. از لحاظ وسعت تجهیزات و تعداد نفرات نظامی از دیگران بالاتر بود، از لحاظ کیفیت هم قابل رقابت بود؛ اما در عین حال، ضعف قدرت اقتصادی، علمی و تکنولوژیکی، این کشور را از پای درآورد و در واقع در جنگ قدرت اقتصادی با قدرت نظامی، اقتصاد پیروز شد و قدرت نظامی را به زانو درآورد.(5)گرچه امروز تردیدهای فراوانی وجود دارد که در دهه های آینده و یا در قرن آینده، از مؤلفه های چهارگانه قدرت ملی، کدام یک اهمیت بیشتری خواهد داشت، اما بی تردید این چهار قدرت با هم ارتباط تنگاتنگ دارند و هر یک بر دیگری اثر مستقیم خواهد داشت. این چنین نیست که تصور کنیم یک قدرت، به تنهایی و بدون همپایی سایر قدرت ها می تواند به پیشرفت خود ادامه دهد.

خطر برخوردهای منطقه ای و فرامنطقه ای

شاید این بحث مطرح باشد که خطر جنگ و درگیری مربوط به دوران جنگ سرد بوده، اما امروز که جنگ سرد پایان یافته و دو قدرت بزرگ به جای رودررویی، در کنار هم قرار گرفته اند؛ دیگر خطری به مفهوم جنگ یا برخورد نظامی وجود ندارد. بنابراین ما نباید نگران فردا باشیم، زیرا که دوران نگرانی ها پایان یافته است.(6) تجربه این پنج سال اخیر، این واقعیت تلخ را برای ما روشن ساخته است که این چنین نیست که پایان جنگ سرد، به مفهوم پایان برخوردها و منازعات باشد.
حداقل برخوردهای منطقه ای و قومی وجود خواهند داشت، حتی خطر برخورد فرامنطقه ای هم هنوز مرتفع نشده است. آنچه ما امروز بعد از پایان جنگ سرد با آن مواجه هستیم، این است که نه اعتماد، جایگزین رقابت ناسالم دیروز شده و نه احتمال برخوردها، رودررویی ها و جنگ ها کاهش یافته است.(7) امروزه متأسفانه در اروپا، آسیا، افریقا و امریکا شاهد چنین برخوردهایی هستیم. آنچه در این مقطع برای ما اهمیت دارد اینکه گر چه شرایط امروز با دیروز تفاوت کرده، ولی نگرانی ها پایان نیافته و متأسفانه جوّ عدم اعتماد همچنان بر روابط دولت ها حاکم است. اگر جوّ جهانی، جوّ اعتماد، صلح و امنیت نباشد، آنگاه باید از هرگونه سلاحی نگران بود و هرچه سلاح خطرناک تر باشد، نگرانی ها بیشتر خواهند بود.

خطر انباشت سلاح های اتمی در منطقه

نکته دوم اینکه ما به عنوان جمهوری اسلامی ایران به دلایل مختلف نگرانی های بحقی داشته و داریم. ما در میان همسایگان شمالی کشورمان حداقل دو کشور داریم که دارای سلاح اتمی هستند: روسیه و قزاقستان. در جنوب با یک همسایه ناخوانده ای رو به رو هستیم که بین ما و همسایگان جنوبی ما (کشورهای جنوب خلیج فارس) قرار گرفته است. گرچه به ظاهر به دعوت آنان و با مخالفت ما به اینجا آمده، اما در حقیقت این همسایه به منطقه تحمیل شده است. این همسایه همان ناوگان های متعدد قدرت های بزرگ، به ویژه امریکا در خلیج فارس و دریای عمان است که متأسفانه برخی از این شناورها دارای سلاح اتمی هستند. پس در جنوب هم، با یک همسایه غاصب، ناخوانده و متجاوز رو به رو هستیم که نه تنها سلاح معمولی بلکه حتی سلاح اتمی خود را به این منطقه آورده است. در شرق هم، حداقل یک همسایه یعنی کشور پاکستان دارای سلاح اتمی است. در غرب کشور ما هم، اگر حوادث اخیر پیش نیامده بود، عراق امروز دارای سلاح اتمی بود و البته هنوز هم این خطر نسبت به عراق به طور کامل رفع نشده است. اعترافات اخیر مقامات سازمان ملل متحد این حقیقت را آشکار می سازد که بازرسین این سازمان در بسیاری از موارد نتوانسته اند به مناطق موردنظر در عراق دست یابند. طبق اظهارات سازمان ملل، عراق در بخش موشکی دارای امکاناتی بوده که آنها را اعلام نکرده و بازرسان هم به آن دست نیافته بودند و در بخش سلاح بیولوژیک نیز دارای امکانات عظیمی بوده که بازرسان نتوانستند به آن دست یابند. با اطلاعاتی که در دسترس است، عراق همچنان در یک زمان کوتاهِ دو یا سه ساله از زمانی که تحریم ها برداشته شود، قادر خواهد بود بار دیگر به سلاح های مخرب کشتار جمعی دست یابد. پس ما کشوری هستیم که در همسایگی خود با تهدیدات گوناگون رو به رو هستیم.
بحث اسرائیل هم به عنوان یک خطر برای ما مطرح است؛ اسرائیل به عنوان یک دشمن خونین نسبت به جمهوری اسلامی ایران که در مقاطع مختلف به صراحت اعلام کرده است که به ایران حمله خواهد کرد. هم مقامات نظامی و هم مقامات کشوری اسرائیل، نه یک بار بلکه چندین نوبت اعلام کرده اند که دارای سلاح هسته ای هستند. اسرائیل حداقلل دارای 80 کلاهک هسته ای است.
بدین ترتیب، جمهوری اسلامی ایران، از طرف قدرت های بزرگی چون امریکا که دارای انواع سلاح های هسته ای و مخرب هستند، مورد تهدید است و نیز دارای همسایگانی است که اکثر آنها دارای سلاح هسته ای می باشند و همچنین دشمن خطرناکی چون اسرائیل رودر روی خود دارد، بنابراین حق داریم نسبت به این سلاح مخرب بیش از دیگران حساس و نگران باشیم.

دو پیام اساسی معاهده NPT

از طرف دیگر ما از معاهده NPT، حداقل دو پیام اساسی دریافت می کنیم:
پیام اول: کشورهایی که سلاح اتمی ندارند، در آینده هم نداشته باشند. هر کس سلاح اتمی ندارد، به او ندهید، او هم حق ندارد دنبال سلاح هسته ای باشد.(8)
پیام دوم: از این تکنولوژی و دانش همه باید بتوانند برای مقاصد صلح آمیز استفاده کنند.(9)اگر هم تردیدی وجود دارد که مقصد صلح آمیز است یا نه، مرجعی به نام آژانس وجود دارد که حداقل با نظارت آژانس، کشورهای دیگر از امکانات هسته ای صلح آمیز بهره مند گردند.(10)
سؤال این است که آیا جمهوری اسلامی ایران باید از این تکنولوژی برای مقاصد صلح آمیز بهره مند شود یا نه؟ اگر تصمیم این است که ایران بهره مند نشود، پس برای چه به دنبال چنین معاهده ای باشیم؟ و چرا حق عضویت پرداخت کنیم؟ چرا در جلسات آن شرکت کنیم؟ چرا راجع به آن بحث کنیم؟ چرا از مأمورین آژانس پذیرایی کنیم؟ به چه مناسبت؟ این معاهده دارای دو بخش جداناشدنی است. این دو بخش در کنار هم است. پیام این است:« کشورهایی که سلاح هسته ای ندارند، دنبال آن نباشند، اما برای مقاصد صلح آمیز هم می توانند بهره مند شوند». پس چرا جمهوری اسلامی ایران از این دانش بهره مند نشود؟!
متأسفانه دنیای غرب به دلیل اینکه دارای علم منهای اخلاق است، همواره می خواهد از دانش خود به عنوان یک حربه علیه دیگران استفاده کند.(11) آن روز که همه دانش ها، همه توانایی های علمی در اختیار مسلمان ها بود- نه در گذشته خیلی دور، بلکه همین 300 سال قبل- همه از مراکز و دانشگاه های اسلامی بهره می جستند و از کتاب های علمی اندیشمندان ما استفاده می کردند که همچنان امروز هم ادامه دارد. شعار ما مسلمانان این بود که هر چیز زکاتی دارد و زکات علم هم یاد دادن به دیگران است. منطق ما این بود که علم تعلق به یک امت یا گروه یا ملت یا فرد ندارد. بلکه علم یک عطیه الهی و یک مائده آسمانی است و همه بشریت باید پای این سفره بنشینند و از این مائده استفاده کنند. امیرالمؤمنین به مالک اشتر فرمود:« مردم دو دسته اند: دسته ای برادر دینی تو هستند و دسته دیگر در آفرینش با تو همانندند.»(12) این جزو پیام امیرالمؤمنین(ع) به والی مصر بود. منطق ما این است که به عنوان زکات، باید دیگران از دانش بهره جویند. بر طبق منطق اسلامی، ما برای علم، هنر و فن مرز نمی شناسیم. برای یاد دادن و برای یادگیری مرزی وجود ندارد که«اطلبوا العلم ولو بالصین»(13)برای یادگیری به هر کجا و برای یاد دادن به هر کس.

خدمات ایرانیان به فرهنگ

آثار مسلمان ها مخصوصاً آثار ایرانی ها را می توان در تمام کشورهای شرقی و غربی دید. یک کشور را پیدا نمی کنید که در میان کتاب های علمی به ویژه آثار خطی آنها، کتب علمی ایرانی ها نباشد. در کتابخانه حیدرآباد هند بیش از 19/000 جلد کتاب خطی فارسی و بیش از 22/000جلد کتاب خطی عربی وجود دارد که اکثر قریب به اتفاق کتاب های فارسی و اکثر کتاب های عربی توسط ایرانی ها نوشته شده است. حتی کتاب های خطی که در چین، اروپا و امریکاست، چنین وضعی دارند و برخی از آنها توسط دانشمندان ایرانی تألیف شده اند. شما یک مرکز علمی دنیا را پیدا کنید که کتاب های خطی و آثار علمی ایرانی ها یا مسلمان ها در آنجا نباشد. منطق ما نسبت به علم، منطق زکات بود. ولی متأسفانه منطق غربی ها امروز این است که از علم به عنوان ابزار قدرت، سلطه گری، سلطه جویی و تفوق بر دیگران استفاده کنند. طبق منطق آنها در حد امکان باید دیگران را از علم محروم نمود. تنها بحث تکنولوژی هسته ای نیست، در تمام علوم چنین است. ما امروز متأسفانه با دنیایی مواجه هستیم که علم و دانش و فن و تکنولوژی آن با اخلاق و انسان دوستی توأم نیست و می خواهد از اینها به عنوان ابزار سلطه و استثمار استفاده کند.

تمدید معاهده

بعد از این مقدمات، بایستی نسبت به موضوع معاهده به نکاتی اشاره کرد. امروز در این سمینار، اندیشمندان، متفکران و صاحب نظران از هر سه بخش حقوقی، فنی و سیاسی شرکت کرده اند تا منافع ملی ما در رابطه با این معاهده و شیوه برخورد ما نسبت به آینده این معاهده را مشخص نمایند؛ معاهده ای که عمر آن رو به پایان است و در سال آینده باید نسبت به تمدید آن تصمیم گیری شود. معاهده ای که ابتدا به صورت یک تعهد اخلاقی- انسانی برای امضاکنندگان مطرح بود و امروز با ابزار تبلیغاتی که غرب در کنار آن به کار گرفته، ‌به عنوان یک ابزار فشار برای کشورهای جهان سوم مطرح است. اگر کسی از این معاهده خارج شود، با سروصدای تبلیغاتی و فشار سیاسی- تبلیغی رو به رو خواهد شد. نمونه اخیر و روشن آن کره شمالی بود که بر سر خروج این کشور چه جنجال بزرگی به راه افتاد.
ما با این معاهده که با منافع ملی ما رابطه تنگاتنگی دارد، باید چه کنیم؟ رشد و توسعه و امنیت ملی دو اصل مهم از اصول منافع ملی به حساب می آیند(14)و این هر دو در گرو دستیابی به تکنولوژی مدرن است و آن هم رابطه تنگاتنگی با این معاهده دارد. در بخش امنیت ملی بسیار روشن است، اگر این معاهده نتواند کارساز باشد، اگر نتواند یک سپر دفاعی برای کشورهایی باشد که دارای سلاح هسته ای نیستند، پس چه پیامی برای این کشورها دارد؟ می بینیم با وجود این معاهده، اسرائیل دارای سلاح هسته ای شد. ماده یک معاهده را امریکایی ها و انگلیسی ها و روس ها که از بانیان اصلی این معاهده بودند، نقض کردند. روس ها نسبت به هند و امریکا و انگلیس هم نسبت به اسرائیل و افریقای جنوبی نقض کردند. بنابراین،‌ هر سه کشور بنیانگذار، معاهده را نقض کردند و ماده یک را زیر پا گذاشتند.(15)
چگونه اسرائیل دارای توان هسته ای شد؟ تردیدی نیست که با کمک امریکا و انگلیس به این سلاح دست یافت. انگلیسی ها و امریکایی ها می گویند موساد تکنولوژی هسته ای آنها را دزدیده است. روشن است که با کمک امریکا و انگلیس، اسرائیل و افریقای جنوبی دارای سلاح هسته ای شدند. دیگران هم از طُرق دیگر به سلاح هسته ای دست یافتند. هند، پاکستان و کره شمالی دارای سلاح هسته ای هستند و چه بسا کشورهای دیگری در جهان دارای سلاح هسته ای باشند که ما از آنها بی خبر باشیم. کشورهایی هم مانند برزیل و آرژانتین هستند که پتانسیل و توان ساخت سلاح هسته ای را دارند. بعضی از کشورها هم مانند آلمان، ژاپن و کانادا برای تولید سلاح هسته ای نیاز به فرصتی بیش از چند هفته ندارند.
بنابراین، این معاهده، مانع گسترش نبوده و هر کجا که ابرقدرت ها می خواستند( شرق یا غرب) این ابزار را در اختیار کشورهای دوست خودشان قرار دادند. پس سلاح هسته ای، گسترش افقی پیدا کرد. گسترش عمودی هم که روشن است(16). برای مثال در روزهایی که این معاهده نوشته می شد،‌ بحث انفجار در مقیاس کیلوتُن مطرح بود، اما امروز مقیاس مگاتن هم جوابگو نیست. هر ساله تعداد زیادی آزمایشات جدید هسته ای توسط قدرت های بزرگ انجام می شود.

معاهده و امنیت ملی

ما در معاهده به این دلیل شرکت کردیم که کشور ما و کشورهایی نظیر ما در چتر امنیتی قرار بگیرند و مطمئن باشیم که دیگران دارای سلاح هسته ای نمی شوند(17)؛ مطمئن باشیم که سلاح های هسته ای خطرناک تر نمی شود. آیا شما هیچ سالی را پیدا می کنید که در آن یک یا چند آزمایش هسته ای توسط امریکایی ها یا فرانسوی ها یا روس ها یا چینی ها یا دیگران صورت نگرفته باشد؟ آیا این انفجارها و ذخیره کردن این همه سلاح هسته ای برای امنیت ملی ما خطرناک نیست؟ بحث این نیست که کشوری به ما حمله می کند یا نه. اگر در منطقه یک انفجاری رخ داد، چه می شود؟ اگر در پاکستان انفجار ناخواسته ای رخ داد، اگر در خلیج فارس در اثر یک اشتباه، انفجاری رخ داد، چه می شود؟ آثار این انفجار چه خواهد بود؟ آلودگی به وجود آمده چه می شود؟ خطرات جانی و زیست محیطی چه می شود؟ آیا ما به عنوان کشوری که عضو این معاهده هستیم، نباید بگوییم امریکا حق ندارد سلاح هسته ای را در خلیج فارس و دریای عمان حمل کند؟ ادعای ظاهری کشورهای غربی که به منطقه آمده اند، این است که برای جلوگیری از تجاوز عراق آمده اند! ما که می دانیم امروز عراق هیچ خطری نیست. بر فرض اینکه خطری هم باشد، چه نیازی به سلاح اتمی است؟ اگر یک انفجار رخ داد، مشابه آنچه در چرنوبیل اتفاق افتاد و از آن بدتر، ما باید چه کنیم؟(18)مردم این منطقه باید چه کنند؟
چه تضمینی برای ما وجود دارد؟ همسایگان دیگر ما که دارای سلاح هسته ای هستند، آیا نباید به ما تضمینی بدهند؟ با شرایط هرج و مرجی که در جمهوری های آسیای مرکزی و قفقاز به وجود آمده، آیا ما می توانیم امروز در امنیت باشیم؟ این از یک طرف، که مسئله امنیت و نگرانی ما در برابر خطر حمله احتمالی و یا انفجار احتمالی مطرح است و آثار خطرناک آن برای مردم، کشاورزی، دام، سرزمین، فضا و امکانات ما گسترده خواهد بود. این نگرانی بزرگ از لحاظ امنیت ملی ماست.
از طرف دیگر، مسئله توسعه و رشد ما مطرح است. مگر قابل قبول است که دیگران به سرعت به جلو گام بردارند و ما عقب بمانیم؟ مگر می شود کشوری را از دانش و تکنولوژی محروم کرد؟ چرا ما در بهره برداری از این دانش در مقاصد صلح آمیز محروم باشیم؟ چرا میلیاردها دلار سرمایه ما در بوشهر در بیابان زیر باران و آفتاب از بین برود؟ به دلیل اینکه امریکا اراده کرده و مخالف است؟! این چه معاهده ای است؟ این معاهده اگر تضمین کننده منافع امریکاست، ما چرا از آن دفاع کنیم؟ به چه مناسبت دیگران از این معاهده بهره مند نشوند؟ اگر اصل تساوی حقوق ملت ها و دولت ها در قوانین بین المللی مورد قبول است، اگر مسئله امنیت به عنوان یک اصل برای همه حائز اهمیت است، اگر مخاطراتی که صلح را تهدید می کند، برای همه نگران کننده است، اگر رشد و توسعه به عنوان یک حق انسانی برای همه جوامع مطرح است، پس چرا تبعیض؟! چرا برخورد ناروا؟!

سوءاستفاده قدرت های بزرگ از معاهده

چطور ما از این تکنولوژی که در بهداشت، پزشکی، کشاورزی، حمل و نقل و صنعت کاربرد دارد و حتی در دستگاه های آب شیرین کن نیز از آن استفاده می شود، محروم باشیم؟ به دلیل اینکه احتمال خطر وجود دارد؟! چه احتمال خطری وجود دارد؟! راجع به تکمیل نیروگاه بوشهر به مسئولین آلمان گفتم: اگر شما خیلی نگرانی دارید، یک محل مسکونی کنار همین نیروگاه می سازیم. یک نفر از آژانس، یک نفر هم از کشور شما در اینجا ساکن شوند و نظارت دائم داشته باشند. دیگر چه نگرانی وجود دارد؟ چطور کشوری که حاضر است هرگونه همکاری را با آژانس داشته باشد، این همه تحت فشار است؟ ما با آژانس آنقدر همکاری نزدیک داشتیم که این اواخر شروع کرده بودند به سوءاستفاده و تقاضاهای نامربوط. همکاری ما با آژانس آنقدر صمیمی شده بود که به فکر سوءاستفاده افتاده بودند، ولی در عین حال باز هم وقتی از مدیرکل آژانس، آقای هانس بیلیکس می پرسند که مطمئن هستید که ایرانی ها دنبال سلاح هسته ای نیستند؟ ایشان جواب می دهد:« بله، البته در سایت هایی که ما بازدید کردیم، خبری نبود، ولی می دانید که ایران کشور بزرگی است». می بینید باز هم در جواب، سوءنیت آنها آشکار است. مسئولین جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده اند که ما دنبال سلاح اتمی نیستیم. دنبال استفاده غیرصلح آمیز نیستیم. ما دلایل امنیتی داریم که دنبال سلاح هسته ای نباشیم.

اهمیت معاهده

پس این معاهده برای ما مهم است. به دلیل اینکه هم با امنیت ملی و هم با رشد و توسعه ما مرتبط است. به همین دلیل ما باید حضور فعالی برای اصلاح این معاهده داشته باشیم. اگر بخواهیم نسبت به این معاهده بی تفاوت باشیم، شرایط بین المللی، تبلیغی و سیاسی به گونه ای است که به شدت تحت فشار قرار می گیریم. البته اگر ببینیم این معاهده هیچ خاصیتی برای ما ندارد، خروج خود را از این معاهده اعلام می کنیم. اگر بناست عضو این معاهده بمانیم، بنابراین در اصلاح این معاهده باید تلاش و کوشش کنیم تا تنها نفع قدرت های بزرگ در این معاهده مطرح نباشد. متأسفانه طراحان سازمان ملل متحد و همه سازمان های وابسته به آن و معاهدات و مقررات بین المللی، قدرت های بزرگ بوده اند؛ و این مقررات را حساب شده و به نفع خود نوشته اند. تبصره و ماده را طوری تنظیم کرده اند که فقط به نفع آنها باشد. شرایط مختلف را پیش بینی کرده اند که در آن شرایط به کدام تبصره و ماده متوسل شوند، مانند حقوق بشر، منشور سازمان ملل، همین معاهده و سایر معاهدات. البته همه اینها زمانی نوشته شده است که در آن زمان ایران حرفی نداشت و هرچه به او می گفتند، تسلیم بود.(19)
امروز جمهوری اسلامی ایران دارای نظر و منطق است و آنچنان قدرتمند است که می تواند آزادانه و به راحتی حرف خود را بزند. بسیاری از کشورها هم به ما نگاه می کنند. ما می توانیم در غیرمتعهدها و در کشورهای مستقل، مؤثر باشیم. بی تردید سخنان، استدلال، تز و منطق ما مؤثر خواهد بود. در کنفرانس اسلامی، غیرمتعهدها و سازمان ملل و مجامع جهانی و هر جا که با همه توان، همه ارگان های ما دست به دست هم داده اند، ما موفق و مؤثر بودیم. البته طراحی ما باید برای موفقیت صد در صد باشد، گرچه ممکن است در عمل، موفقیت، صد در صد نباشد. هر مقدار درصدی که بتوانیم به دست آوریم به نفع ماست. اگر بناست این معاهده تمدید شود، برای اصلاح آن باید همه تلاش خود را به کار گیریم. زمان تمدید برای مدت 10 یا 20 سال، یا برای همیشه، مهم است و از آن مهم تر محتوای آن می باشد. اگر هم محتوای ایده آل ما نباشد، آن وقت لازم است نسبت به خروج از این معاهده تصمیم بگیریم.

ریاکاری قدرت های بزرگ

هدف اصلی از این معاهدات چیست؟ اساساً هدف از سازمان ملل و شورای امنیت چیست؟ قاعدتاً هدف اصلی و اساسی باید فقط صلح و امنیت جهانی باشد.(20) اگر واقعاً می خواهیم در جهان، صلح و امنیت حاکم باشد، نباید سلاح اتمی وجود داشته باشد. کشورهایی که از این سلاح بی بهره اند، هر چند که نباید به دنبال آن باشند، اما به این شرط که آنها که این امکانات را دارند، بر حجم سلاح های خود اضافه نکنند و سلاح های موجود را از بین ببرند. جالب است وقتی به سلاح های جدید با کیفیت بالا دست می یابند، آن وقت موشک ها و کلاهک های قدیمی را که به کار نمی آید، از بین می برند و بر سر دیگران منت می گذارند که مذاکرات سالت!(21) مذاکرات استارت!(22) در حالی که چون این سلاح های قدیمی به درد نمی خورد و نگهداری آنها خطرناک است، چاره ای جز انهدام آنها ندارند. اما چنین اعلام می کنند که برای صلح جهانی تعداد موشک ها را کاهش می دهیم. ما که می دانیم شما چه می کنید؛ کیفیت را بالا می برید و سلاح های قدیمی را که به درد نمی خورد، از بین می برید. همه همین طور عمل می کنند. سلاح های کهنه قدیمی را که به درد نمی خورد و برای امنیت خودشان خطرناک است، از بین می برند. سؤال این است که چرا به طور مداوم کیفیت سلاح ها را بالا می برید؟ اگر واقعاً راست می گویید، آزمایش را به طور کامل متوقف کنید، گسترش کمّی و کیفی را نیز کاملاً متوقف کنید، انهدام سلاح ها را آغاز کنید، تا همه سلاح ها در یک زمان مشخص به طور کلی منهدم گردند. یک ضرب الاجلی مشخص شود که در آن تاریخ، دیگر هیچ گونه سلاح اتمی در جهان نباشد. در این صورت، ما هم کمک می کنیم. اگر معاهده واقعاً عادلانه باشد و بتواند هدف اصلی آن را که تأمین صلح و امنیت جهانی است، تأمین نماید، همه گونه همکاری را می توان انجام داد. این معاهده می تواند مفید باشد، به شرطی که بتواند منافع همه کشورها را تضمین کند.
در مجموع می توان گفت، برای تصحیح و تکمیل و ادامه حیات این معاهده، ساختار این سند باید دارای دو نکته اساسی باشد:
1. امنیت را برای ما و سایر کشورها تضمین کند.
2. رشد و توسعه را برای ما و دیگر کشورها به دنبال داشته باشد.

پی نوشت ها :

1.بررسی سمینار جنبه های حقوقی، فنی و سیاسی NPT، مسئولین سازمان انرژی اتمی و اساتید و دانشجویان دانشگاه، سازمان انرژی اتمی، 27 آذر 1373.
2.جهت اطلاعات بیشتر در مورد یک تصویر مثبت از تأثیر انفجار بمب هسته ای در قرن بیستم بر روابط سیاسی- نظامی کشورهای جهان به منبع زیر رجوع شود:
Kenneth Waltz,The Spread of Nuclear Weapons:More May Better,Adelphi Papers,Number 171,London:Onternational Institute for Strategic Studies,1981.Retrieved in http://www.mtholyoke.edu/acad/intel/waltz1.htm
3.این طرز تفکر عمدتاً مهم ترین ایده پذیرفته شده در میان اندیشمندان واقع گرای علوم سیاسی و روابط بین المللی است. هانس جی مورگنتا به عنوان مهم ترین نظریه پرداز مکتب «واقع گرایی سیاسی» نقش حقوق بین الملل را تنها به عنوان یک عامل محدودکننده قدرت ملی در نظر می گیرد. او معتقد است سیاست بین الملل، مانند سایر عرصه های سیاسی، مبارزه ای است برای کسب و حفظ قدرت. از منظر او در صحنه سیاست بین الملل همیشه سیاستمداران باید برای کسب و حفظ قدرت با تکیه بر قدرت سخت(Hard Politics) دست به تلاشی بارز بزنند. به منبع زیر رجوع شود:
Hans Jachim Morgenthan,Politics Among Nations:The Struggle for Power and Peace,MC Graw-Hill Humantities,first edition,1992
4.پیام حماسی امام خمینی به مناسبت محرم 1357.
5.Robert Strayer,Why Did the Soviet Union Collapse?Understanding Historical Change,NewYork,M.E.Sharpe,1998
6.در ارتباط با عدم احتمال وقوع جنگ هسته ای باید به نظریه بازدارندگی استراتژیک اشاره داشت. نگاه کنید به:
کی.جی هالستی، مبانی تحلیل سیاست بین المللی، ترجمه: بهرام مستقیمی و مسعود طارم سری، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، چاپ اول، 1373، صص 492-481.
7.برخی از کارشناسان علت این چالش های قومی، ملی و مذهبی بعد از جنگ سرد را با توجه به مفهوم جهانی شدن(Globalization)مورد تجزیه و تحلیل قرار داده اند.
8.از کل معاهده و مخصوصاً ماده 1و 2 پیمان NPT چنین برداشتی را می توان دریافت نمود. متن ماده 1 و ماده 2 این پیمان به شرح زیر است:
-ماده 1:«هر دولت دارای تسلیحات هسته ای، در این پیمان متعهد می شود از انتقال هرگونه سلاح هسته ای یا دیگر ابزارهای انفجار هسته ای یا دادن کنترل مستقیم یا غیرمستقیم سلاح ها یا ابزارهای انفجار هسته ای به دیگران خودداری کند و به هیچ نحوی از انحا، هیچ یک از کشورهای فاقد سلاح های هسته ای را یاری، تشویق و ترغیب به ساخت یا دستیابی به سلاح های هسته ای یا دیگر ابزارهای انفجار هسته ای یا کنترل چنین سلاح ها یا ابزارهای انفجاری نکند.»
-ماده2:«هر دولت فاقد تسلیحات هسته ای در این پیمان متعهد می شود هیچ گونه سلاح هسته ای یا ابزارهای انفجار هسته ای و اعمال کنترل مستقیم یا غیرمستقیم بر چنین سلاح ها یا ابزارهایی را از هر منبع انتقال دهنده یا به هر نحو دیگری، دریافت نکند، به ساخت یا تلاش برای دستیابی به سلاح ها یا ابزارهای انفجار هسته ای مبادرت نورزد و در پی کمک برای ساخت سلاح های هسته ای یا ابزارهای انفجار هسته ای نباشد یا چنین کمک هایی را دریافت نکند.»
9.چنین پیامی به صورت مشخص در ماده 4 این پیمان ذکر شده است:
-ماده4:«1. هیچ نکته ای در این پیمان نباید به گونه ای تفسیر شود که حق مسلم هم پیمانان در انجام تحقیقات، تولید و استفاده از انرژی هسته ای برای مقاصد صلح آمیز را تحت تأثیر قرار دهد. این امر باید بدون اعمال تبعیض و در مطابقت با مواد 1 و 2 این پیمان باشد.
2.در تبادل تجهیزات مواد و اطلاعات تکنولوژیکی برای مقاصد صلح آمیز استفاده از انرژی هسته ای در حداکثر شکل، تمام هم پیمانان حق مشارکت داشته و متعهد به تسهیل در انجام آن می شوند. هم پیمانانی که توان چنین اقدامی را دارند همچنین باید به شکل انفرادی یا همراه با دیگر دولت ها یا سازمان های بین المللی برای توسعه بیشتر استفاده از اشکال صلح آمیز انرژی هسته ای، خصوصاً در قلمرو دولت های فاقد سلاح های هسته ای که وارد این پیمان شده اند، مشارکت ورزند. این مشارکت با عطف توجه به نیازهای مناطق در حال توسعه جهان، انجام می پذیرد.»
10.چنین پیامی به صورت مشخص از ماده 3 این پیمان استنباط می گردد که متن کامل آن به شرح زیر می باشد:
-ماده3:«1. هر دولت فاقد سلاح های هسته ای در این پیمان متعهد می شود تدابیر حفاظتی را که پس از مذاکرات انجام گرفته با آژانس بین المللی انرژی اتمی توافق خواهد شد، بپذیرد. این تدابیر در چارچوب ضوابط آژانس بین المللی انرژی اتمی و نظام تدابیر حفاظتی این آژانس خواهد بود و صرفاً به منظور تأیید پایبندی آن کشور به تعهدات خود در قبال این پیمان با هدف جلوگیری از تبدیل مصارف صلح آمیز انرژی هسته ای به استفاده در سلاح های هسته ای یا ابزارهای انفجاری هسته ای صورت می گیرد. روند تدابیر حفاظتی مذکور در این ماده باید در خصوص تمام مواد اصلی یا مواد مخصوص شکاف پذیر، اعم از تولید، فراوری یا استفاده از آن در هرگونه تأسیسات هسته ای یا خارج از چنین تأسیساتی اجرا شود. تدابیر حفاظتی مقرر در این ماده، می باید روی تمام مواد اصلی یا مواد مخصوص شکاف پذیر که در فعالیت های صلح آمیز هسته ای در قلمرو چنین دولتی، در حوزه قضایی آن، یا تحت کاربری آن در هر نقطه دیگر انجام می پذیرد، اعمال شود.
2.هر دولت واردشده در این پیمان متعهد می شود الف)ماده اصلی یا ماده مخصوص شکاف پذیر، ب)تجهیزات یا موادی را که مشخصاً برای فراوری، ‌استفاده یا تولید مواد مخصوص شکاف پذیر طراحی یا آماده شده است، در اختیار هیچ دولت فاقد سلاح های هسته ای(حتی) ‌به منظور استفاده در مقاصد صلح آمیز قرار ندهد، مگر اینکه ماده اصلی یا ماده مخصوص شکاف پذیر به طور قطع مشمول تدابیر حفاظتی مقرر شده در این قرار گیرد.
3.تدابیر حفاظتی مقرر در این ماده باید به گونه ای به مرحله اجرا گذاشته شود که با ماده 4 این پیمان در تطابق کامل باشد و از ایجاد مانع بر سر راه توسعه تکنولوژیکی یا اقتصادی هم پیمانان در استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای احتراز ورزد. این امر، شامل تبادل بین المللی مواد هسته ای و تجهیزات برای فراوری، استفاده یا تولید مواد هسته ای برای مقاصد صلح آمیز، در مطابقت با شرایط این ماده و اصل تدابیر حفاظتی که در مقدمه این پیمان مشخص شده، خواهد بود.
4. دولت های فاقد سلاح های هسته ای در این پیمان باید به منظور انجام تعهدات خود در قبال این ماده به طور انفرادی یا همراه با سایر دولت ها در چارچوب ضوابط آژانس بین المللی انرژی اتمی با آژانس بین المللی انرژی اتمی موافقت نامه هایی منعقد کنند. مذاکره به منظور حصول چنین موافقت نامه هایی باید ظرف مدت 180 روز از وارد اجرایی شدن این پیمان، آغاز شود. در خصوص دولت هایی که اسناد پیوستن و یا تصویب الحاق خود به پیمان را بعد از دوره 180 روز تسلیم کنند، مذاکره برای حصول چنین توافقی نمی تواند دیرتر از تاریخ تسلیم اسناد آغاز شود و اجرای مفاد این توافقات نمی تواند دیرتر از 18 ماه از تاریخ آغاز مذاکرات باشد.»
11.امروزه جهان غرب دچار مشکل اساسی علم منهای اخلاق شده است و این مشکل در تاروپود جامعه غرب احساس می گردد. هانتینگتون در کتاب برخورد تمدن ها و بازسازی نظم جهانی معتقد است:« آینده غرب و نفوذ آن بر جوامع دیگر تا حدود زیادی بستگی دارد به اینکه غرب در برخورد با مشکلات اخلاقی که به برتری اخلاقی مسلمانان و آسیایی ها منجر شده است تا چه حد موافق باشد. کمرنگ تر شدن اعتقادات دینی در بلندمدت تهدیدی است که سلامت تمدن غربی با آن مواجه است.» جهت دستیابی به اطلاعات بیشتر نگاه کنید به:
Samuel P.Huntington,The Clash of Civilizations and Remaking of World Order,NewYork,Simon & Schuster,first edition,1998
12.نهج البلاغه، نامه 53.
13.بحارالانوار، جلد1، ص 177.
14.از هدف بنیادین و عامل نهایی که تصمیم گیرندگان یک دولت را در اتخاذ سیاست خارجی راهنمایی می نماید «به عنوان تعریف منافع ملی » نام برده شده است. از مهم ترین متغیرهایی که در منافع ملی یک کشور اثرگذار هستند، می توان به «بقای یک کشور»، « استقلال یک کشور»، «تمامیت ارضی»، «امنیت ملی»، «رفاه اقتصادی»‌و«رشد و توسعه»، اشاره داشت. جهت اطلاعات بیشتر نگاه کنید به:
Jack C.Plano,Roy Olton,The International Relations Dictionary,Longman,Rorth Edition,1998,pp.10-11
15.See:Frank Barnaby,How Nuclear Weapons Spread:Nuclear Weapons Proliferation in the 1990,NewYork,Routledge,first edition,1994
16.گسترش عمودی(Vertical Proliferation) به معنای افزایش توانایی و قدرت پنج دولت صاحب سلاح هسته ای است و گسترش افقی(Horizental Proliferation)به معنای انتقال این سلاح ها به دولت های غیرهسته ای است. جهت اطلاعات بیشتر در این زمینه به کتاب زیر رجوع شود:
Hans Gunter Brauch,Henny J.Vander Graaf,John Grin and Wim A-Smit(eds),Controlling the Development and Spread of Military Technology:Lessons from the Past and Callenges for the 1990s,Amsterdam:Vu University Press,1992
17.چتر امنیتی(Security Umbrella) یا به بیانی واضح تر چتر هسته ای(Nuclear Umbrella)به این مفهوم است که دولت های دارنده سلاح هسته ای(Nuclear Weapons States)‌از کشورهای فاقد سلاح هسته ای(Non Nuclear Weapons States)در مقابل هرگونه حمله هسته ای دفاع کنند.
18.حادثه اتمی نیروگاه چرنوبیل(Chernobyl) بدترین حادثه اتمی غیرنظامی در تاریخ جهان است که در 26 آوریل 1986 در نیروگاه چرنوبیل اوکراین اتفاق افتاد. بر اثر این حادثه ابتدا محیط اطراف تأسیسات به امواج رادیواکتیو آلوده گشت و پس از آن به تدریج نواحی دورتری از این نیروگاه به مواد رادیواکتیو آلوده شدند. تعداد زیادی از کارکنان و جمعیت اطراف این نیروگاه بر اثر این حادثه آسیب دیدند. جهت اطلاعات بیشتر رجوع شود به:
Vladimir M.Chernou Senko,Chernobyl,Insight from the Inside,NewYork,Springer-verlay,1991
19.نگاه کنید به دو منبع زیر:
-سیدعلی موجانی،«ایران از جامعه ملل تا سازمان ملل متحد»، فصلنامه سیاست خارجی، سال نهم، 1374، شماره3.
-کمال خرازی، «ارزیابی جمهوری اسلامی ایران از تحولات سازمان ملل متحد»، فصلنامه سیاست خارجی، سال نهم، 1374، شماره3.
20.طبق ماده 1 منشور ملل متحد مقاصد ملل متحد به قرار زیر است:
«1.حفظ صلح و امنیت بین المللی و بدین منظور به عمل آوردن اقدامات دسته جمعی مؤثر برای جلوگیری و برطرف کردن تهدیدات علیه صلح و متوقف ساختن هرگونه عمل تجاوز یا سایر کارهای ناقض صلح و فراهم آوردن موجبات تعدیل و حل و فصل اختلافات بین المللی یا وضعیت هایی که ممکن است منجر به نقض صلح گردد یا شیوه های مسالمت آمیز و بر طبق اصول عدالت و حقوق بین الملل؛
2.توسعه روابط دوستانه در بین ملل بر مبنای احترام به اصل تساوی حقوق و خودمختاری ملل و انجام سایر اقدامات مقتضی برای تحکیم صلح جهانی؛
3.حصول همکاری های بین المللی در حل مسائل بین المللی که دارای جنبه های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی یا بشردوستی است و در پیشبرد و تشویق احترام به حقوق بشر و آزادی های اساسی برای همگان بدون تمایز از حیث نژاد- جنسی- زبان یا مذهب و…
4.بودن مرکزی برای هماهنگ کردن اقداماتی که ملل جهت حصول این هدف های مشترک معمول می دارند.»
21.Strategic Arms Limitation Talks(SALT)
22.Strategic Arms Reduction Talks(START)

منبع :روحانی، حسن؛ (1388)، اندیشه های سیاسی اسلام، تهران: انتشارات کمیل، چاپ سوم 1391.