کاوه حقدوست جزء معدود خوانندگان آواز کلاسیک استان گیلان است که محدوده صدایی او تِنورِ دراماتیک است وی متولد 1362 می باشد و موسیقی را از دوران کودکی زیر نظر پدرش شروع کرد.  بنا به توصیه پدر پیش مرحوم استاد فریدون پور رضا رفت تا گوشه و ردیفهای موسیقی ایرانی را یاد بگیرد. بخاطر صدای خوبش در دوران مدرسه هم تک خوان گروه سرود بود. اساتید دیگری هم در گیلان به وی آموزش موسیقی سنتی داده اند که می توان از آقای محراب دادراست و آقای علي احمدی فر نام برد. در ادامه گروه موسیقی اهورای را تاسیس کرد كه  در زمینه آواز سنتی فعالیت می کرد . بعد از اخذ دیپلم ریاضی فیزیک به توصیه پدرش رشته تحصیلی عمران را بر می گزیند و تا مقطع فوق دیپلم در این رشته در دانشگاه آزاد مشهد مقدس تحصیل می کند . اما آواز، عشقی بود که پدر در وجودش نهادینه کرده بود و این عشق منجر شد تا برای بار دوم در کنکور شرکت کند و اینبار در رشته دلخواهش یعنی رشته تخصصی آواز در دانشکده عالی موسیقی تهران پذیرفته شود.در دانشگاه هم زیر نظر اساتید بنامی آموزش دید از جمله آقای علی جهاندار و خانم معصومه مهرعلی و آقای عبدالکریم پاکسیرت. در کنار تحصیلِ موسیقی سنتی در دانشگاه، در کلاسهای صداسازی و آواز کلاسیک هم شرکت کرد و زیر نظر اساتید مطرحی از جمله ماریو تقدسی، نادی آخوندان، رشید وطن دوست، دکتر لوریس هوویان آموزش دید.

 

پدرش محمد رسول حقدوست هم سالهاست در صدا و سیمای مرکز گیلان مجری و بازیگر است. او نیز در زمره فعالان موسیقی و آواز بوده است. وی سالها پیش زیر نظر علی جهاندار کسیکه بعد ها استاد پسرش هم شد آموزش گوشه و ردیفهای ایرانی دیده بود و در اداره فرهنگ و ارشاد شهرهای صومعه سرا و فومن مدرس آواز بوده است. حقدوستِ پدر، نقلهای بکرِ مادر خدابیامرزش که او را ” اَبجی ” صدا می زند به عاریت گرفته و همیشه او را اسطوره نقل گویی خودش می داند.

پدر کاوه سه دوره نقل گوی برتر کشور شده و حتی به عنوان نقل گوی برتر بین المللی در کشور هندوستان شناخته شده است. اولین اثر تصویری نقل گویی کشور را هم به زبان گیلکی بصورت یک DVD 60 دقیقه ای، ثبت و ضبط نموده و به نام “نقل گِمِه نقلستان” منتشر کرده است.در حال حاضر هم علاوه بر اجرای برنامه های اجتماعی شبکه باران و گاهاً بازیگری، بعنوان محقق در حوزه های مختلف فرهنگی در گیلان فعالیت می کند.

مادر کاوه سرکار خانم ناهید قانع هم بازنشسته آموزش و پرورش است. کاوه قصد دارد یک اثر فارسی-گیلکی را به او هدیه و بصورت تک آهنگ به بازار عرضه کند.

مادر کاوه می گوید:

کاوه دائماً در خانه مشغول تمرین بود حتی نصفه های شب و من همیشه بخاطر اینکه حق همسایه ها رعایت نشود نگران بودم. اینقدر کاوه پشتکار داشت که گاهاً می دیدم در داخل کمد رفته و دارد می خواند البته پدر کاوه هم تجربه خواندن داخل کمد را داشته است و این خصیصه را کاوه از پدرش دارد.

کاوه حقدوست آخرین کنسرتش را در مجتمع خاتم الانبیاء شهر رشت به شش زبان مختلف اجرا کرد که بازخوردهای زیادی در سطح استان گیلان و کشور داشت به همین منظور با ایشان گفتگویی داشتیم که نظرتان را به این گفتگو جلب می کنیم:

کاوه زبان فارسی را از بهترین زبانها برای آواز کلاسیک می داند و می گوید:

انگلیسی بیست حرف صدادار دارد ، ترکی هم هشت حرف صدا دار دارد. بهترین زبان برای آواز کلاسیک، زبان ایتالیایی است. چون  فقط پنج حرف صدادار دارد و سریع می توان با این زبان ارتباط آوایی برقرار کرد. یکی دیگر از امتیازات زبان ایتالیایی این است که حرف صدادار (اَ) را ندارد، چون (اَ) حالت کلمات را عوض می کند. درواقع در آواز هرچقدر به سمت حرف صدادار (اُ) برویم کلمات شکیلتر ادا می شوند. فارسی هم جزء بهترین زبانهایی است که برای آواز کلاسیک مناسب است و آنهم بخاطر کم بودن حروف صدادار در زبان فارسی است که شش تاست.

کاوه در مورد تقلید در خوانندگی کلاسیک می گوید:

تربیت و پرورش گوش نقش اساسی در شنیدن و درک صحیح موسیقی دارد. شنونده ایرانی بواسطه کم گوش کردن به موسیقی کلاسیک امکان دارد که انواع متفاوت آوازهای کلاسیک را شبیه هم بشنود و این دقیقاً همان حسی است که شنوندگان خارجی نسبت به سبکهای متنوع موسیقی سنتی ما پیدا می کنند. در کنار این یک اصل کلی در آواز کلاسیک هست که هر کس باید یک رِپِرتوآر از آهنگ سازان مطرح دنیا را بخواند که اکثر خوانندگان کلاسیک این رِپِرتوآر را خوانده اند که شامل لیدها و آریاها و اُپِراهای مختلف می شود و به این واسطه  است که به عنوان خواننده کلاسیک در دنیا مطرح می شوند. این زیرکی و هنرِ آواز خوان کلاسیک ایرانی است که در کنار روانخوانی رِپِرتوآر خوانندگان مطرح، نوعی امضای ایرانی و درواقع امضای مخصوص به خودش را با القای حس ایرانی در خواندن تحریرها و تکنیکها در رِپِرتوآر به رخ بکشد.

 

از جایگاه آواز کلاسیک در گیلان گفت:

در حال حاضر من حس می کنم ما نیاز به یک انقلاب موسیقایی در شنیدن صحیح موسیقی داریم، ما نیاز به پرورش گوش مخاطب داریم تا سطح موسیقیایی از جایگاه فعلی ارتقاء یابد. هرچقدر صدایی که می شنویم به سطح بین المللی نزدیکتر باشد و اصول آوازهای بین المللی در آن رعایت شده باشد بیشتر مورد پسند واقع می شود. حتی بزرگترین اساتید ما هم خود را عاشق موسیقی کلاسیک می دانند و این نوع موسیقی را گوش می دهند و درواقع با این گوش دادن، قصد دارند خودشان را به جایگاه بین المللی برسانند. الان دیگر دوران خواننده شدن در استودیو گذشته است. در تمام دنیا خواننده ای مورد پسند است که علم موسیقی و قدرت صدایی بیشتری دارد. من هم بازخوردهای خوبی را از کنسرت اخیرم در بین شهروندان دیدم. خود من شاگردانی از سطوح مختلف سنی دارم که هم صداهای زیبایی دارند و هم علم سلفژ را می دانند. به جرات می توانم بگویم در پنج سال آینده از مخاطبین خوانندگان استودیویی که با هزاران نوع افکتهای صوتی و ملوداین سعی در خوانندگی دارند کاسته خواهد شد.

افکتهای صوتی به وجود آمد تا وقتی یک گروه ارکستر در هنگام ضبط در استودیو، چند نت آن فالش شد دیگر لازم به دوباره خوانی و دوباره نوازی کل گروه ارکستر نباشد. اما متاسفانه در ایران از این افکتها برعکس استفاده می شود و خواننده تنبل می شود. به زعم من تمام خوانندگان استودیویی در اجرای کنسرت و خواندن زنده به مشکل بر می خورند و مجبورند تمام نُتهای اوجشان را با گرفتن میکروفن به سمت مخاطبان اجرا کنند. ما نمی توانیم بگوئیم دوست داریم خواننده باشیم ولی نمی خواهیم نُت، سلفژ یا تکنیکهای صداسازی را یا بگیریم. از نظر من خواننده واقعی کسی است که حد اقل ده سال به صورت حرفه ای تکنیکها، تحریرها و تنفس را نزد اساتید مختلف تجربه کرده و در روز حداقل بین سه تا شش ساعت تمرینات صداسازی و آوازی داشته باشد و پیوسته در فکر ارتقای سطح موسیقایی خود باشد چون علم موسیقی پایان ناپذیر است.

خواننده حرفه اي علاوه بر اينكه بايد يك ورزشكار باشد حتماً بايد به سلامت حنجره اهميت بدهد از تمام انواع دخانيات و نوشيدنيهاي الكلي و غذاهاي روغني پرهيز كند و از غذاهاي  پختني و سالم استفاده كند و هميشه به ياد داشته باشد صداي سالم در بدن سالم است

کاوه در مورد تلفیق موسیقی ایرانی و غربی چنین گفت:

 قبلاً اساتید دیگری از جمله استاد عاشورپور هم ملودیهای ایرانی و غربی را تلفیق کرده بودند اما ما حرکت نویی را شروع کردیم. درواقع غربیها از تحریرها و تکنیکهای ما در موسیقی هارمونیزه خود استفاده کردند و ما می بینیم که چقدر خواننده های تکخوانشان پیشرفت کرده اند اما ما خیلی کم از هارمونی آنها استفاده کردیم. البته افرادی مثل استاد شجریان که حرکاتی در این زمینه داشتند با انتقادهایی مواجه شدند در صورتی که به زعم من برخی تعصبات بی مورد است و تبدیل به یک تابوی پوشالی شده و بایستی از میان برداشته شود تا به یک موسیقی علمی دست پیدا کنیم. ما باید به فکر یک خلاقیت موسیقایی در جامعه جهانی باشیم. البته قبلتر هم گفتم که بایستی کارهای ما امضای ایرانی داشته باشد. این تابو شکنیها، موسیقی سنتی ما را زیر سوال نمی برد. این رنگ بندیهای جدید است که موسیقی سنتی ما را جلا می دهد و زیبا نگه می دارد.

کاوه در مورد استفاده از گروه تئاتر و کُرال در کنسرت اخیرش چنین گفت:

ما فرمی در موسیقی کلاسیک داریم به نام “اُپِرا” که در این فرم در عین اینکه خواننده ها می خوانند داستانی را هم روایت می کنند. تفاوت اجرای ما انتخاب 14 قطعه موسیقی بود که هر قطعه داستان منحصر به فردی داشت. شش قطعه ایتالیایی بود، دو قطعه اسپانیایی، دو قطعه انگلیسی، یک قطعه فرانسوی، یک قطعه ترکی، یک قطعه فارسی ودر نهایت یک قطعه هم گیلکی. بعضی قطعه ها بصورت سولو اجرا می شد و قطعات گروهی هم هر کدام کُرال و حرکات فیزیکال خودش را داشت. قابل ذکر است اکثر این قطعات توسط تِنورهای معروف دنیا از جمله لوچیانو پاواروتی، پلاسیدو دومینگو و آندره بوچِللی اجرا شده است.

در مورد علت شش زبانه بودن کنسرتش گفت:

هنر تنها مقوله ایست که نیاز به هیچ مترجمی ندارد. هنرمندان، به عنوان سفیران فرهنگی این مملکت باید حرفهایی در سطح بین المللی برای گفتن داشته باشند. ما را زمانی در سطح بین المللی قبول می کنند که بتوانیم ارتباط برقرار کنیم و این ارتباط برقرار نمی شود تا زمانی که بتوانیم به زبانهای دیگر هم بخوانیم. درواقع ما با چند زبانه خواندن می خواهیم بگوئیم که ما از دنیا جدا نیستیم و یک ایرانی می تواند اینقدر باهوش باشد که با تمام دنیا ارتباط برقرار کند.

وی در مورد نقد ماریو تقدسی از کنسرتش اخیرش گفت:  

استاد تقدسی ساکن آلمان است، به شش زبان زنده دنیا مسلط است و اولین کسی است که در برج میلاد تهران به 10 زبان زنده دنیا خواند. ایشان خوشبختانه در شب دوم کنسرت من به عنوان استاد مدعو حضور داشتند.طی سه سال افتخار شاگردی استاد تقدسی، ایشان نحوه تلفظ صحیح تمام قطعات را  کلمه به کلمه و معنی به معنی با من کار کرده بودند. البته راهنمایی هایی نیز بعد از شب دوم کنسرت به من داشتند. از جمله اینکه گفتند: دیسیپلین واقعی برای کسیکه آواز کلاسیک می خواند این است که بایستی همیشه برای اجرای کنسرت 80 درصد انرژی بگذارد و موضوع مهم دیگری که تاثیر بسزایی در حس زیبائی شناختی بصری مخاطب دارد موضوع نوع آرایش صورت و لباس خواننده است. استاد تقدسی در مورد اول وقتی می دیدند من با تمام وجود در حال خواندن هستم به من تذکر دادند و گفتند که در این کنسرت تحریرها، قدرت صدا، حرکت روی صحنه، همه و همه را با انرژی بالای 120 درصد اجرا کردی. من به ایشان عرض کردم شخص ذیجودی چون شما در کنسرت من حضور داشت و من باید با تمام وجود چیزی اجرا می کردم که شما لذت ببرید. در مورد دوم هم استاد تقدسی با آن شوخ طبعی همیشگی اش به من گفتند: کاوه ریشات خیلی قشنگه!!

وحید تقی زاده از دوستان کاوه است که اجراگردانی کنسرت اخیر کاوه را به عهده داشت. وحید از سال 79 گروه تئاتر هدایت را تاسیس کرده و تا به امروز 14 اجرای صحنه ای بلند در ژانرهای مختلف را در کارنامه هنری خود دارد. دوره کوتاه آموزش پایه ای پیانو را پیش حسن افتخاری گذرانده . هارمونی و نتخوانی را هم تا حدودی می داند و گیتار را هم نزد کامران فارسی آموزش دیده است. برای امسال هم تئاتر “سفر به شب پایان لاکپشت” را در رزومه کاری خود دارد.او هم مثل کاوه متولد 62 است. سابقه رفاقتشان به سال 87 باز می گردد، زمانی که کاوه بصورت اتفاقی برای دیدن نمایش “آدامس” به کارگردانی وحید به سالن نمایش خاتم الانبیاء  رفته بود.

وحید در مورد بازخوردهای کنسرت می گوید: کنسرت کاوه نیاز به داشتن سواد موسیقیایی کلاسیک و علاوه بر آن سواد تئاتر مدرن و پیشرفته داشت. برای اولین بار در گیلان “تئاتر فیزیکال” در کنسرت کاوه اجرا شد. همیشه هم اولین بودن ها توامان بازخوردهای مثبت و منفی دارد ولی تا جایی که ما رصد کردیم وزنه بازخوردهای مثبت، سنگین تر بوده است.

 

رضا لطفی