مقایسه استانداردها و مقیاسهای شهری به تنهایی به یک طراحی شهری با دید چند فرهنگی نخواهد انجامید. استانداردهای طراحی تنها یک وسیله آماری و یا یک وسیله کمّی بوده (مثل سرانه هر پارک، سرانه تختهای بیمارستان و غیره) و بطور واقعی جنبه‌های رفتاری را آشکار نمی‌سازند.
لازم است تحقیق کرد که آیا یک طرح شهری در رابطه با نیازها و رفتارهای «فردی» و «گروهی» جامعه به اندازه کافی جوابگو هست یا نه. باید از مقایسه استانداردهای مختلف که تنها اعداد و ارقام خام هستند خودداری کرد. آن دسته از رفتارهای فردی و گروهی جامعه که مورد نظر ما است باید مشخص شده و کفایت راه‌حلهای طراحی شهری در جوابگوئی به نیازهای فوق معلوم گردد. و یا برعکس باید ساخت و شکل شهر در ارتباط با رفتارهائی که تحقق آنها را ممکن و یا غیر ممکن می‌سازد مورد تجزیه و تحلیل و انتقاد قرار گیرد.

رفتار و طراحی

مطالعه طراحی شهرها در بُعد فرهنگی آن مستلزم شناخت رفتارهای مردم است. برای این کار دو روش تحلیلی وجود دارد:
روش اوّل مشخص می‌کند که فعالیتهای انسانی چگونه در چهارچوب فرهنگهای مختلف عملاً به وقوع می‌پیوندد.
و روش دوم نیازهای اصولی رفتارهای فردی و جمعی را صرفنظر از فعالیتهای واقعی مردم مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد.
اختلاف این دو روش در فرق بین «نیازها» و «تقاضاهای» رفتاری نهفته است. روش اوّل تأکید بر شناخت فعالیتها بصورت واقعی خود در فرهنگ خاص داشته و مشخص می‌کند هر تقاضای «رفتاری» با چه فعالیتی برآورده می‌شود. در حالی که روش دوم بر «نیازهای» رفتاری اساسی که ممکن است در مورد فعالیت خاص یا کالبد خاص بطور کامل برآورده شده و یا نشده باشد، تأکید می‌کند.
طریق اوّل به توصیف «تظاهرات رفتاری» پرداخته و به نتیجه گیریهای توصیفی می‌انجامد، نظیر اینکه چون مردم مجتمع‌های تجاری را مورد استفاده قرار می‌دهند، پس این مجتمع‌ها در واقع تقاضای مردم برای خرید کالاهای گوناگون در یک محل را پاسخگو بوده‌اند.
طریق دوم «نیازهای رفتاری» مردم را در فرهنگ خاصی بطور اصولی مورد بررسی قرار داده و به نتیجه‌گیریهای تحلیلی و منطقی می‌رسد. مثلاً: نیاز فرهنگی این مردم اینست که در آن واحد در فعالیتهای متعددی شرکت کنند. به عبارت دیگر یک مجتمع تجاری، تک عملکردی بوده و امکان ارضاء رفتارهای چندعملکردی را که نیاز به مراکز چند عملکردی داشته و فعالیتهای اجتماعی، خرید، تفریح و فرهنگی بتوانند بطور همزمان در آن صورت گیرد ندارند.
طراحان شهری برای توصیف اینکه یک جامعه و یا یک فرهنگ چگونه از طریق الگوی فعالیت خاصی، خود را نشان دهد و یا چگونه تخصیص خاصی از قدرت و منابع بین مردم، شیوه واقعی زندگی آنها را تعیین کند از روش اول استفاده می‌کنند. (اینها تقاضاهایی هستند که با وضعیت موجود برآورده می‌شوند.) طریقه دوم را شهرسازان بمنظور تمایز بین تقاضاهای ارضاء شده و نیازهای برآورده نشده و یا ابراز نشده مورد استفاده قرار می‌دهند.

ارزشها در طراحی شهری

تجزیه و تحلیل ارزشهای مردم در چهارچوب فرهنگی، مرکز ثقل طراحی شهری بحساب می‌آید. زیرا طراحی شهری چیزی جز ساماندهی کالبدی در ارتباط با نیازها و ارزشهای فرهنگی نیست.
یک طراحی شهری موفقیت آمیز مستلزم ارضاء ارزشهای رفتاری انسانی است. تجزیه و تحلیل ارزشها در طراحی شهری موارد زیر را در بر می‌گیرد:
«آنچه را که مردم می‌بینند»، یعنی توانائی درک واقعی محیط اطراف.
«آنچه را که مردم می‌ستایند» که به مفهوم قدرت ستایش، فهم و استفاده از محیط شهری است.
«آنچه را که مردم می‌توانند استفاده کنند» و به معنی وجود و دسترسی واقعی به فضاهای شهری طی فعالیت‌های روزانه است.
«آنچه را که مردم بخاطر می‌آورند» که منظور یادآوری تجارب خاطرات خوب گذشته از فضاهای شهری است.
«آنچه را که مردم تداعی می‌کنند» که مربوط می‌شود به جنبه‌های نمادی، فرهنگی، تاریخی و معنی در فضاهای شهری.

تجربه‌ی زیبائی‌شناسی

گرچه ارزشهای مربوط به زیباشناسی در بین فرهنگها و جوامع گوناگون متفاوت است، تجربه‌ی زیبایی‌شناسی با تمام پیچیدگی خود احتمالاً ترکیبی از موارد زیر را دربر خواهد داشت:
* آگاهی و شناخت از محیط اطراف (ارزشهای اکولوژیکی).
* وابستگی فضای شهری با وقایع و اتفاقات مربوط به آن (ارزشهای تاریخی).
* جمع آوری تجارب گذشته مشاهده کننده و آگاهی از محل (ارزشهای برانگیزنده).
* امکان استفاده از فضا برای منظور و فعالیت خاصی (ارزشهای کاربردی).
* ستایش از تجربه فشرده در استفاده از فضا که همراه با احساس رضایت باشد (ارزشهای تمتعی).
لیتون (1974) مدلی برای تجزیه و تحلیل زیبایی‌شناسی ارائه می‌دهد که عناصر زیر را در بر دارد:
* وضعیت فکری مشاهده کننده، نظیر چهارچوب ادراکی فعلی وی، تجارب گذشته، انتظارات آتی و سبک و شیوه زندگی.
* زمینه مشاهده نظیر فعالیتی که در فضا انجام می‌شود.
* برانگیزندگی محیط و خصوصیات آن.
در حقیقت تجربه‌ی زیبائی‌شناسی نیاز به درک و آگاهی مردم از فضاهای شهری دارد. یک چنین آگاهی و شناختی هنگامی به بهترین شکل خود تحقق می‌یابد که مردم بطور فعالانه در فرایند تصمیم گیری مربوط به شهر مشارکت نموده و به عبارت دیگر، طراحی شهری جنبه مردمی پیدا کند.

انواع رفتارهای انسانی

رفتارهائی که در اینجا مورد نظر ما است عبارتند از: رفتارهای فردی، رفتارهای خانوادگی و رفتارهای گروهی.
1. رفتارهای انفرادی مربوط می‌شود به آزادی شخص در رفتن به جائی، استفاده از امکانات شهری، ملاقات اشخاص دیگر. (بطور کلی کلیه رفتارها به نیازهای فیزیکی و روانی افراد ارتباط دارد).
2. رفتارهای خانوادگی بقاء و ادامه خانواده‌های بزرگ خوشه‌ای و نیاز آنها را به محرمیت و خصوصیت و امکان فعالیت در فضاهای شهری را مورد توجه قرار می‌دهد.
3. رفتارهای گروهی، عملیات، تصمیمات و فعالیتهای جمعی را در بین یک گروه از جامعه و یا بین گروههای مختلف جامعه مورد مطالعه قرار می‌دهد (بطور کلی کلیه رفتار جمعی).
بر اساس ملاحظات فوق می‌توان به رابطه بین کار و تولید، استراحت، آموزش، روابط اجتماعی، دسترسی به تصمیم گیری، دسترسی به مکان‌ها، مبادلات بین مردم و غیره پی برده و کفایت و تناسب ساختار کالبدی شهر را در ارتباط با رفتارهای مربوطه ارزیابی نموده و مهمتر از همه تهیه و تنظیم راه حلهای ممکن را تسهیل کرد.

$ بودجه زمانی مردم و استفاده زمانی آنها از شهر

یکی از راههای اصولی مقایسه رفتارها مطالعه و بررسی مدت زمانی است که مردم در روز، هفته و یا ماه صرف فعالیتهای مختلف می‌کنند.
در این رابطه می‌توان بودجه زمانی روزانه مردم را در مجتمع زیستی مورد نظر مطالعه نمود تا به شیوه‌ی زندگی ساکنین آن پی برد.
فعالیتهائی که در این مطالعه باید مورد بررسی قرار گیرد عبارتند از:
1. فعالیتهای ضروری اساسی (خوابیدن، امور عادی و روزمره شخصی، غذا خوردن).
2. فعالیتهای تولیدی (کار تولیدی، کار در خانه، زمان از دست رفته، مدرسه).
3. سرگرمیهای فردی (استراحت، فعالیت تفریحی، تماشای تلویزیون، گوش دادن به رادیو، مطالعه، خرید).
4. فعالیتهای اجتماعی (ملاقاتهای جمعی، ملاقاتهای خانوادگی و غیره).
چی‌پین (1974) در مطالعه‌ای که درباره اینکه مردم در فضا و زمان چه می‌کنند انجام می‌دهد، فعالیتها را به سه دسته فعالیتهای الزامی (مثل کار و خواب)، فعالیتهای اختیاری (مثل فعالیتهای خانوادگی و تفریح) و سایر فعالیتها که فعالیتهای مشارکتی و انفعالی باشد، تقسیم می‌کند.
می‌توان فضاها و مراکز شهری را از نظر میزان استفاده‌ای که از آنها بعمل می‌آید در دوره‌های 24 ساعته، هفتگی و یا ماهانه ارزیابی نمود. یک چنین تحلیل زمانی از شهر فواید زیر را دربر خواهد داشت:
1. ارزیابی آن بخش از زندگی شهری که اختصاص به فعالیتهائی نظیر عمده‌فروشی، خرده‌فروشی، و تفریح و مسکن دارد.
2. تعیین میزان و درجات مختلف استفاده (کم بکار گرفتن و یا زیاد بکار گرفتن) از تأسیسات و زیربناهائی که با هزینه سنگینی در نواحوی شهری تأمین شده است.
استفاده زمانی وقتی روی نقشه پیاده شده می‌تواند در مطالعه رابطه بین تراکم و تداوم الگوی فعالیتها، انواع کاربریها و ترکیب کاربریها و گونه‌های ساختمانی که استفاده زمانی شهر را تسهیل و یا تحدید می‌نماید بکار گرفته شود.

فضای ارتباطی

بنابراین واضح است که در طراحی شهری اهمیت زیادی باید برای آن دسته از فضاهای شهری عمومی و نیمه عمومی قائل شد که بطور قابل ملاحظه‌ای امکان نزدیکی، تماس و ارتباط اجتماعی را برای مردم فراهم می‌سازند. در حقیقت ارتباطات کالبدی باید به نحوی بهبود یابد که هم مناطق نیمه عمومی مثل طبقه هم کف ساختمانها و هم مناطق عمومی مثل میادین و ایستگاههای وسائل حمل و نقل عمومی در مسیر واحد ممتدی که برای مردم قابل دسترسی باشد قرار گیرد. ولف (1975) این فضاها را «فضاهای ارتباطی» می‌نامد تا اهمیت آنها را در ایجاد ارتباط اجتماعی مورد تأکید قرار داده و نیاز به کنترل و اداره اینگونه فضاها را جهت بهبود و توسعه آنها تصریح نماید.
یکی از دیدگاههای اولیه طراحی شهری باید ایجاد آنچنان فضاهای شهری باشد که نیازهای رفتاری مردم را با صراحت برآورده سازد. استانداردهای اجرایی و کالبدی باید با فرآیندهای رفتاری مرتبط باشد تا برای جامعه، خانوارها و افراد، معنی دار بوده و ارزشها و تجارب زیبائی‌شناسی آنها را مد نظر قرار دهد. بودجه زمانی، درجات استفاده از نواحی شهری و فضاهای ارتباطی مفاهیم مرتبطی را در فرایند طراحی شهری تشکیل می‌دهند.
منبع مقاله :
بحرینی، حسین (1393) فرآیند طراحی شهری، تهران: مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران، چاپ نهم.